{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نفس نفس شده ام واژه واژه شعر و کلام

‍ نفس نفس شده ام، واژه واژه شعر و کلام
که قطره قطره ی جانم ، غزل سروده مدام

قلم شکست و کم آورده دستم از تحریر
هنوز مانده ولی حرف های نیمه تمام

نه شاعرم به درستی ، نه عاشقی آزاد
کبوترم که به پای خودش نشسته به دام

خیال کردم از این سختی و مــرارت ها
هزار تجربه دارم، چه ساده بودم و خام

جوانی ام که سراب و فریب بود و گذشت
چه ساده زندگی و عشق ، شد فنا و حرام

اگرچه دست و دلم را شکسته اند ، ولی
نبوده ام به امید و هوای نام و مقام

به سرنوشت نگفتم چرا چنین و چنان
چرا همای سعادت ، پرید از لب بــام

درود گفتم و بدرود ، با تمام وجـود
غزل غزل شده ام عشق ، واژه واژه سلام...

#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

چقدر خواب تو خوب است، چقدر اسم تو زیباستچه ذوق می‌کنم از این...

گاهی که روبه روی دلت می نشانی ام با هر نگاه تا ته غم می کشان...

بی مقدمه پرسیدم ؛بین عاشق شدن و معشوق بودن کدام را ترجیح می ...

من و دل هر دو زآغوش کسی طرد شدیم هردو از عشق در این مساله دل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط