هرگز نفهمیدم چرا ترکم کردی,
هرگز نفهمیدم چرا ترکم کردی,
و هرگز با من وداع نکردی.....
اما اکنون که تو را می بینم.....
از درون خرد شده ام، اما غرورم را حفظ می کنم....
اکنون می فهمم که ، بهتر است بعضی حرفها ناگفته بماند....
از حقیقت می هراسم......
اما چه می توان کرد، وقتی همچنان تو را دوست دارم.....
اگر می توانستیم یکبار دیگر آغاز کنیم........
می دانم اگر تلاش کنیم عشقی استوارتر خواهیم داشت.......
و هرگز اجازه نخواهیم داد، از بین برود....
مطمئن هستم.....
مدت زیادی است,
که حرفهای گفتنی در درون نگاه داشتم.....
اما با گذشته روبرو شدم، اکنون می فهمم....
اجازه نمیدهم، بر سر راهمان قرار گیرد....
هرگز نمی دانستم، عشقی این چنین استوار پژمرده می شود....
اما چه می توان کرد....
اگر هنوز تو را دوست دارم,
و تو نیز مرا دوست داری.....
چگونه می توانیم دوری گزینیم.......
از چیزی که، زمانی بسیار پابرجا بود........
آیا جرات این را داریم که بگوییم اشتباه کردیم........
و هرگز با من وداع نکردی.....
اما اکنون که تو را می بینم.....
از درون خرد شده ام، اما غرورم را حفظ می کنم....
اکنون می فهمم که ، بهتر است بعضی حرفها ناگفته بماند....
از حقیقت می هراسم......
اما چه می توان کرد، وقتی همچنان تو را دوست دارم.....
اگر می توانستیم یکبار دیگر آغاز کنیم........
می دانم اگر تلاش کنیم عشقی استوارتر خواهیم داشت.......
و هرگز اجازه نخواهیم داد، از بین برود....
مطمئن هستم.....
مدت زیادی است,
که حرفهای گفتنی در درون نگاه داشتم.....
اما با گذشته روبرو شدم، اکنون می فهمم....
اجازه نمیدهم، بر سر راهمان قرار گیرد....
هرگز نمی دانستم، عشقی این چنین استوار پژمرده می شود....
اما چه می توان کرد....
اگر هنوز تو را دوست دارم,
و تو نیز مرا دوست داری.....
چگونه می توانیم دوری گزینیم.......
از چیزی که، زمانی بسیار پابرجا بود........
آیا جرات این را داریم که بگوییم اشتباه کردیم........
- ۱.۱k
- ۰۸ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط