{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سکوتت بلندتر از هر فریادی بود.

سکوتت بلندتر از هر فریادی بود.

بی‌توجهی‌هایت آرام آرام من را از “ما” جدا کرد.

من حرف داشتم، دلتنگی داشتم، اما تو نشنیدی…

آدم‌ها ناگهان نمی‌روند؛

اول از حرف‌زدن می‌افتند، بعد از توضیح دادن، و آخر سر در سکوت، رفتن را تمرین می‌کنند.

رفتن گاهی بدون خداحافظی‌ست؛

وقتی دیگر دلت نمی‌لرزد،

وقتی نامت، دلم را نمی‌تپاند.

وقتی دیگر نامم را صدا نمیزنی.

من می‌روم…

نه از بی‌عشق،

از زیادی سکوت و ندیدن.
#دلنوشته
دیدگاه ها (۲)

قسمت بیست و پنج

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۱ پارتنیمه‌شب بود و هنوز...

#سناریو #درخواستی #اد__jennie 🌀🫙وقتی دارن باهمون حرف میزنن و...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 48چند روز از برگشتن لوکاس گذشته بود،...

فصل دومپارت سوم | اولین حسادتدو روز بعد...تمرین تیم بسکتبال ...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟓 🎸🪽𓂃 ࣪˖ ִֶָ «اسم این آهنگ... توی...

🎭 آخرین نقشپارت هشتمفیلم‌برداری آن روز تا شب طول کشید.وقتی ه...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت سی‌وهفتم 𓆪 🖤🥀اسما به انتهای راهرو خیره شد.ـ ...

Afterglow

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط