گاهی دل بیهیچ دلیل واضحی یکباره سنگین میشود
گاهی دل، بیهیچ دلیلِ واضحی، یکباره سنگین میشود…
انگار تمام حجمِ دنیا روی سینهات نشسته،
و هیچ واژهای نمیتواند آن بغضِ بینام را آرام کند.
دلت میخواهد فقط سکوت کنی،
در گوشهای خلوت بنشینی،
و نگاهت را بسپاری به جایی دور… جایی که کسی نمیپرسد «چی شده؟»
اما در عمق نگاهت میخواند که «خیلی خستهای… خیلی.»
گاهی لازم نیست قوی باشی،
فقط بگذار اشکهایت راهی پیدا کنند،
تا شاید کمی سبک شوی.
# دلنوشته
انگار تمام حجمِ دنیا روی سینهات نشسته،
و هیچ واژهای نمیتواند آن بغضِ بینام را آرام کند.
دلت میخواهد فقط سکوت کنی،
در گوشهای خلوت بنشینی،
و نگاهت را بسپاری به جایی دور… جایی که کسی نمیپرسد «چی شده؟»
اما در عمق نگاهت میخواند که «خیلی خستهای… خیلی.»
گاهی لازم نیست قوی باشی،
فقط بگذار اشکهایت راهی پیدا کنند،
تا شاید کمی سبک شوی.
# دلنوشته
- ۴۹۷
- ۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط