{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#دلنوشته

#دلنوشته
گاهی دلم پر می‌شه از حرف‌هایی که هیچ واژه‌ای طاقت گفتنش رو نداره.

یه عالمه دلتنگی، یه عالمه دلخوری، اما نه از اونایی که بشه با قهر و آشتی تمومش کرد…

از اون دلخوری‌هایی که تهش فقط سکوت می‌مونه.

تو چجوری انقدر ساکتی؟ من دارم از درون له می‌شم و فرو می‌ریزم، ولی تو انگار نه انگار…

همه‌شو ریختم تو نگاهت، همون نگاهی که توی عکس هنوزم آرومم می‌کنه و می‌سوزوندم.

انگار چشمات شنونده‌ی حرفایی‌ان که هیچ‌کس دیگه نفهمید…

من موندم و اون لبخند نصفه، و حرف‌هایی که نه گفتنش آرومم کرد، نه نگفتنش.
دیدگاه ها (۲)

گاهی سکوت چشمهات، هزار فریاد در دلم می‌کارد…چشم‌هام التماس م...

آقاجونم…بعد از رفتنت، دنیا برایم یک جور عجیبی ساکت شد.انگار ...

گاهی دل، بی‌هیچ دلیلِ واضحی، یک‌باره سنگین می‌شود…انگار تمام...

سکوتت بلندتر از هر فریادی بود.بی‌توجهی‌هایت آرام آرام من را ...

‌my exp.32e.2جونگ‌کوک سریع نگاهشو دزدید، ولی این بار، اون مک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط