#دلنوشته
#دلنوشته
گاهی دلم پر میشه از حرفهایی که هیچ واژهای طاقت گفتنش رو نداره.
یه عالمه دلتنگی، یه عالمه دلخوری، اما نه از اونایی که بشه با قهر و آشتی تمومش کرد…
از اون دلخوریهایی که تهش فقط سکوت میمونه.
تو چجوری انقدر ساکتی؟ من دارم از درون له میشم و فرو میریزم، ولی تو انگار نه انگار…
همهشو ریختم تو نگاهت، همون نگاهی که توی عکس هنوزم آرومم میکنه و میسوزوندم.
انگار چشمات شنوندهی حرفاییان که هیچکس دیگه نفهمید…
من موندم و اون لبخند نصفه، و حرفهایی که نه گفتنش آرومم کرد، نه نگفتنش.
گاهی دلم پر میشه از حرفهایی که هیچ واژهای طاقت گفتنش رو نداره.
یه عالمه دلتنگی، یه عالمه دلخوری، اما نه از اونایی که بشه با قهر و آشتی تمومش کرد…
از اون دلخوریهایی که تهش فقط سکوت میمونه.
تو چجوری انقدر ساکتی؟ من دارم از درون له میشم و فرو میریزم، ولی تو انگار نه انگار…
همهشو ریختم تو نگاهت، همون نگاهی که توی عکس هنوزم آرومم میکنه و میسوزوندم.
انگار چشمات شنوندهی حرفاییان که هیچکس دیگه نفهمید…
من موندم و اون لبخند نصفه، و حرفهایی که نه گفتنش آرومم کرد، نه نگفتنش.
- ۳.۸k
- ۰۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط