من اجاق مهر را گم کرده ام
من اجاق مهر را گم کرده ام
عشق را در جاده ها گم کرده ام
از غزل پرسیده ام این جمله را
من غزالم را کجا گم کرده ام؟
مثل آهو می خرامیدش به کوه
در پس کوه صفا گم کرده ام
با وفا بود و نمی دانم چرا
قلب او را بی وفا گم کرده ام
شب نبود و چشم او خورشید بود
نور را در روشنا گم کرده ام
او صدایش مثل سازی ناب بود
ساز دل را بی صدا گم کرده ام
موج چشم پر خروشش بر دلم
کرده طوفان، ناخدا گم کرده ام
عشق را در جاده ها گم کرده ام
از غزل پرسیده ام این جمله را
من غزالم را کجا گم کرده ام؟
مثل آهو می خرامیدش به کوه
در پس کوه صفا گم کرده ام
با وفا بود و نمی دانم چرا
قلب او را بی وفا گم کرده ام
شب نبود و چشم او خورشید بود
نور را در روشنا گم کرده ام
او صدایش مثل سازی ناب بود
ساز دل را بی صدا گم کرده ام
موج چشم پر خروشش بر دلم
کرده طوفان، ناخدا گم کرده ام
- ۱.۰k
- ۰۶ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط