{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬
p33
تهیونگ که هالش بین نارنجی (اضطراب) و آبی (غم) می‌چرخید مدام می‌لرزید.
جونگکوک تهیونگ رو تو بغلش نگه داشت و سمت میله های کنار استخر حرکت کرد.
پاهاش رو مثل یک صندلی به دیوار چسبوند و تهیونگ رو طوری که صورت هاشون رو به هم باشه روی پاهاش گذاشت.
با حرکات اروم و سنجیده ای تک تک قسمت های بدن امگا رو بررسی میکرد تا آسیبی ندیده باشه.
مبادا حین دست و پا زدن دست یا پاهاش به دیوار استخر برخورد کرده باشه و آسیب دیده باشه.
آب ها راهشون رو به ریه تهیونگ پیدا کرده بودن.
جونگکوک‌ آروم انگشت های کشیدش رو روی پوست نرم امگا میکشید. اول پیشونیش و بعد کنار بینیش رو بررسی کرد. بعد با ملایمت چونه ی امگا رو گرفت تا بهتر اون صورت رنگ پریده رو ببینه.
که ناگهان تهیونگ متوجه چیزی شد.
- ج.. جون.. جونگکوک!!
جونگکوک‌ با نگرانی و صدایی لرزون لب زد:« چیه؟ چی شده؟ جاییت درد میکنه؟ آسیب دیدی؟ حالت خوب نیست؟«
- هالت..
«استاد تهیونگ راست میگه، دارم یه بنفش کم جون توی هالتون میبینم! »
- جونگکوک.. تو عصبی شدی... هالت..هالت داره واکنش نشون میده..‌دیگه خاکستری(بی تفاوت و خنثی) نیستی..
تهیونگ که از تفاوت دمای آب استخر و هوای محیط می‌لرزید گفت.
سکوت سنگینی فضا رو احاطه کرد. همه به جونگکوک و هاله ی بنفشش که اون وسط ها قطع هم میشد و خطوط مشکی و زرشکی پررنگ بین بنفش(عصبانیت خیلی زیاد) خیره شده بودن.
- برگردیم سر تمرینمون. همتون ۵ دور دوچرخه رو رفتید؟
صدای بم جونگکوک‌ افکار دانش اموزا رو قطع کرد و سر تمرین برگردوند. انگار نمی‌خواست راجب هالش صحبتی بکنه.
- و تهیونگ، توی بخش کم عمق بهت آموزش میدم!
۱۰ دقیقه بعد
جونگکوک‌ و تهیونگ توی بخش کم عمق بودن.
تهیونگ بعد از اون اتفاق ساکت و خجالتی شده بود. دیگه حرفی نمیزد و شیطونی نمیکرد. پس اون امگای پررو کجا رفت؟ هالش الان صورتی ( خجالت ) بود. جونگکوک‌ داشت سعی می‌کرد کرال پشت رو به تهیونگ آموزش بده. برای همین تهیونگ بین بازوان جونگکوک دراز کشیده بود. سکوت سنگینی حاکم فضا بود. سکوتی که فقط صدای برخورد آروم آب با دیواره های استخر و پچ پچ دانش آموزا اون رو می‌شکست.
جونگکوک سعی میکرد بی تفاوت باشه، اما اون هاله ی صورتی و تهیونگ خجالتی تو بغلش با فاصله ی کم با صورتش حواس اون هم پرت کرده بود.
جونگکوک‌ با لحنی که سعی می‌کرد بی تفاوت باشه گفت:«بدنت رو زیادی منقبض کردی، تهیونگ! اگر بدنت منقبض باشه آب تورو پایین میکشه، نمیتونی شنا کنی. فقط بدنت رو شل کن، من اینجام، نمی‌خواد نگران چیزی باشی. »
تهیونگ زیر لب هومی گفت و بدنش رو شل کرد و اجازه داد تمام وزن کمش روی دست های جونگکوک‌ بیوفته.
۷۰ لایک ۱۵۰ کامنت ۱۵ بازنشر.
حمایتاتون دارهکمتر میشه-
دیدگاه ها (۱۵۸)

نگاه جونگکوک روی اون بدن خوش فرم و ریزه میزه ی امگا گیر کرده...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p35« نیمیخوامم من همینو دوست دارمم! »دوباره ا.س...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p32جونگکوک به دیواره های استخر تکیه داده بود و ...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p31« م..معذرت می‌خوام..که اونطوری راجبت فکر کرد...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p2- بشین سر جات. هی هوانگ، بیا اینو برام حل کن....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط