{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوسه دردناک )

بوسه دردناک )
پارت ۵۸


نگاهی به منشی جلو در دوخت پوزخندی زد ٫ ببینم الان که دامن کوتاه پوشیدی کی زیرتو میبینه.... آخ خدا چی میگم ٫
منشی لبخندی زد و جلوش ایستاد ... منشی : بفرمایید ایشون فعلا مریضی ندارد
هیجو: ممنون ولی بزار یه نظری تو لباست بدم این دامن خیلی زشته..
لبخندی از سر شیطونی تحویل اش داد سپس وارد اتاق شد با فکر کردن به طعنه ای که به دخترک زد لبخند پر از بدجنسی میزد ولی حالا متوجه نگاه های هوسوک شد خنده ای تحویلش داد سپس صاف ایستاد
هوسوک متقابل لبخند زد و از روی صندلی بلند شد
هوسوک: بیا بشین
هیجو : ممنونم چطوری هوسوک
هوسوک درست روبه رو هیجو نشست سپس لبخند زد
هوسوک: خوبم میبینی کار و خونه
هیجو: آره خوب برای شما دکتر ها اینجوری سخته
هوسوک سری تکون داد سپس پرسید
هوسوک: چی میخوری
هیجو: فقد چای سبز
هوسوک : تو هم مثل الکس چای سبز میخوری
لبخند زد سپس از روی مبل بلند شد و بعد از تماس گرفتن و سفارش دادن یک قهوه و چای سبز مشفول شد ولی هیحو به شدت دلخور چرا و چه ربطی به الکس داشت .. ٫ بیخیال چیزی که گفت
هوسوک: خب از الکس و ته مین خبری نداری حالشون خوبه
هیجو : همین دیشب دیدشون چطور بودن ؟
هوسوک به این نیز بینی دخترک خندیدن سپس جلوش نشست
هوسوک؛ مدتیه به یه شام فکر میکنم که ترطیب بدم ولی من نمی‌دونم که الکس چه مدل غذایی دوست داره میشه بهم کمک کنی ؟
هیجو لبخندی زد ٫ ترو خدا من برای چی اومدم تو از من چی میخواهی ٫
هوسوک بازم هم پرسید
هوسوک: هیجو شنیدی
هیجو لبخند زد
هیجو: البته... البته که کمک میکنم بگو برای کی
هوسوک : فردا شب
هیجو یهویی پرسید
هیجو: تهیونگ و ته مین چی ؟
هوسوک؛ خیلی بامزه ای هیجو خانم معلومه اونا رو دعوت میکنم تهیونگ دوست منه و همچنین ته مین برادر زاده
هیجو از شدیدن اسمی که هوسوک روش گذاشت خوشحال لبخندی زد سپس به میز خیره شد تا حدی که حس میکرد لپ هایش داغ شدن ...

اصلا نمی‌دانست که چرا یکی در خواب اذیتش می‌کنه بدون باز کردن پلک دستش را روی چشم هایش گذاشت ولی باز هم سمته آغوش و سینه هایش تکون خورد به سختی پلک از روی هم برداشت و به ته مین ای که خودش را در آغوش مادرش جا میکرد بیدار شد حالا به خوبی فهمید که این ته مین بود که در خواب اذیتش میکرد به نرمی دستش روی موهایش کشید و آروم گفت
دیدگاه ها (۱)

( بوسه دردناک )پارت ۵۹الکس : .. ته مین چیکار می‌کنی ته مین س...

( بوسه دردناک ) پارت ۵۷ اسلاید ها آپارتمان تهیونگ ته مین حتی...

بوسه دردناک )پارت ۵۶ الکس لبش را خیس کرد صدای گریه های فندوق...

وقتی عضو هشتمی و...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 17روز عروسی بالاخره رسید.از صبح، خان...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 12ویولت آن شب تا مدت‌ها خوابش نبرد.ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط