امروز آقا بی تو جور دیگری بود
امروز آقا بی تو جور دیگری بود
حتی نگاه یاس ها نیلوفری بود
خورشید مثل پنج شنبه پا نمی شد
انگار بین رختخوابش بستری بود
بر شانه های شمع ها در اول صبح
تابوت یک پروانهی خاکستری بود
وضعیت آب و هوا مثل همیشه
مثل هوای جمعهی پشت سری بود
اینکه غروب است و کمی بارانیم، نه
از اوّلش هم روز گریه آوری بود
در چشم هایم، التماس آخرینم
ما را به سمت "چشم هایت می بری" بود
این سال نود و چهار شمسی ما
آقا چه می شد سالِ خورشیدیتری بود
اللهم عجل لولیک الفرج.
حتی نگاه یاس ها نیلوفری بود
خورشید مثل پنج شنبه پا نمی شد
انگار بین رختخوابش بستری بود
بر شانه های شمع ها در اول صبح
تابوت یک پروانهی خاکستری بود
وضعیت آب و هوا مثل همیشه
مثل هوای جمعهی پشت سری بود
اینکه غروب است و کمی بارانیم، نه
از اوّلش هم روز گریه آوری بود
در چشم هایم، التماس آخرینم
ما را به سمت "چشم هایت می بری" بود
این سال نود و چهار شمسی ما
آقا چه می شد سالِ خورشیدیتری بود
اللهم عجل لولیک الفرج.
- ۸۵۷
- ۲۸ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط