داشتم هندونه میخوردم ، با قاشق مغزشو می تراشیدم ! بابام از اونور داد میزنه ، میگه : یه ذره هندونه بزار بمونه رو اون پوست ، تا رومون بشه بزاریمش دمِ در ! اینجوری مردم فک میکنن بز بستیم تو خونه :|
داشتم هندونه میخوردم ، با قاشق مغزشو می تراشیدم ! بابام از اونور داد میزنه ، میگه : یه ذره هندونه بزار بمونه رو اون پوست ، تا رومون بشه بزاریمش دمِ در ! اینجوری مردم فک میکنن بز بستیم تو خونه :|
- ۱.۴k
- ۲۷ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط