{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}


از قیدِ خط و زلف، امید نجات هست

بیچاره عاشقی که شود مبتلای چشم

#صائب_تبریزی


دیدگاه ها (۰)

‌آه جز آینه‌ای کهنه مرا همدم نیستپیش چشمان خودت اشک بریزی کم...

قاصدک های پریشان را که با خودباد بردباخودم گفتم مرا هم می تو...

‌جان مرا بی تو نیست برگ حیات #عراقی#شجریانصدایت یکی نرگس نوش...

از گلی که نچیده امعطری به سرانگشتانم نیستخاری در دل است...#ش...

از قید خط و زلف،امید نجات هستبیچاره عاشقی کهشود مبتلای چشم#ا...

#شعر_قدیمی 🍃در زلف ناامیدی روی امید باشدصبح امید یعقوب چشم س...

منم که شهره شهرم به عشق ورزیدنمنم که دیده نیالوده‌ام به بد د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط