{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم خونه مادر بزرگم یه کاسه مغز پسته گذاشت جلوی من چند ت

رفتم خونه مادر بزرگم یه کاسه مغز پسته گذاشت جلوی من چند تایی خوردم دیدم
پسته ها نم کشیده گفتم ننه پس چرا اینا اینجوریه

گفت:اینا توی سوهانا بود که داییت سوغاتی آورده بود سوهانهاشو مکیدم اینم پسته هاشه من که دندون ندارم
دیدگاه ها (۲)

Part ¹⁵ویو جونگکوک دختر خیلی خوشگلی بود به قول مامانم قرص ما...

KIM V

Custom bride part : 6

رفتم خونه مادر بزرگم یه کاسه مغز پسته گذاشت جلوی من چند تایی...

رفتم خونه مادر بزرگم یه کاسه مغز پسته گذاشت جلوی من چند تایی...

سرکاری ش 8 رفتم خونه مادر بزرگم یه کاسه مغز پسته گذاشت جلوی ...

part5:"شب"انقدر تو انباری تاریک بود نمیدونستم شب شده یا هنوز...

تو اسمت میونگا هست .۲۱ سالته .تو سئول زندگی می کنی.تنها مجرد...

فیک تهیونگ(عشق کهن)پارت۱*

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط