{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم خونه مادر بزرگم یه کاسه مغز پسته گذاشت جلوی من چند ت

رفتم خونه مادر بزرگم یه کاسه مغز پسته گذاشت جلوی من چند تایی خوردم دیدم
پسته ها نم کشیده گفتم ننه پس چرا اینا اینجوریه

گفت:اینا توی سوهانا بود که داییت سوغاتی آورده بود سوهانهاشو مکیدم اینم پسته هاشه من که دندون ندارم
دیدگاه ها (۲)

.

..

بیلبورد جالب در ترکیه به مناسبت ماه رمضان! این بیلبورد در سا...

وااااای مردم از خنده شماهم بخندین با هم بمیریم خخخخ

Part ¹⁵ویو جونگکوک دختر خیلی خوشگلی بود به قول مامانم قرص ما...

KIM V

رفتم خونه مادر بزرگم یه کاسه مغز پسته گذاشت جلوی من چند تایی...

رفتم خونه مادر بزرگم یه کاسه مغز پسته گذاشت جلوی من چند تایی...

سرکاری ش 8 رفتم خونه مادر بزرگم یه کاسه مغز پسته گذاشت جلوی ...

part5:"شب"انقدر تو انباری تاریک بود نمیدونستم شب شده یا هنوز...

پارت۱امروز از خواب ساعت ۷صبح بیدار شدم رفتم مدرسه اصن دوست ن...

Part ۱۵

𝙋 :: 7ویو ا/ت ::صبح بیدار شدم دیدم رو تخت خودمم کمی گیج میزد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط