ادامه چند پارتی درخواستی

ادامه چند پارتی درخواستی:
"ویو نامجون"
بعد از رفتن مهمونا مست بودم چون شراب خورده بودیم و تازه چشم به پاهای سفید ا/ت افتاد.
در حالی که روی مبل نشسته بود و تلوزیون میدید،آب دهنم رو قورت دادم و گفتم:
نامجون:ا/ت،یه چیز بگم؟
ا/ت سرش رو چرخوند و گفت:
ا/ت:آره بگو.
روی مبل کنارش نشستم و گفتم
نامجون: ناراحت نشدی که؟
ا/ت: نه...
نامجون: من عاشقتم ا/ت.
ا/ت:منم دوست دارم نامجون‌.
دستم رو روی گونش گذاشتم و در حالی که نوازشش میکردم گفتم:
نامجون:ددی نیازت داره ا/ت.
ا/ت:و من هم آماده ی خدمت رسانی....
اسماتش نکردم چون هیت میدن.




پایان......
دیدگاه ها (۵)

رمان:قاتل سادیسمی من. پارت:۲...

رمان:قاتل سادیسمی من. پارت:۳...

ادامه پارت درخواستی:چند روزی از ازدواج من و نامجون میگذشت و ...

چند پارتی درخواستی دارم=وقتی ک به اجبار خوانواده باهم ازدواج...

هنتای پارت ۱تنها معشوق منکاراکو روی مبل نشته و داره مشروب می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط