رمانقاتل سادیسمی من

رمان:قاتل سادیسمی من.
پارت:۲.
دستای کوک رو به دو طرف صندلی گره زد،پاهاشم سفت تر کرد.
سوزن هایی که خیلی مرتب کنار عنوان چاقو ها و شلاق ها چیده شده بود رو نگاه کرد.دستش رو به سمت تیز ترینش برد و گفت:
+فک کنم این خوب باشه!
_تهیونگ خواهش میکنم،هنوز رد قبلی ها مونده.
تهیونگ نگاهی به بالا تنه ی لخت کوک انداخت،رد هر یک از اشیایی که روی بدن کوک تست کرده بود به طور کامل مونده بود.
تهیونگ خنده ی شیطانی کرد و گفت:
+نه...این قراره از نقاشی های قبلیم قشنگ تر بشه.
کوک منظورش را از نقاشی فهمید. فهمیدن کلمه های تهیونگ، لرزه ی بیشتری روی بدن او ایجاد کرد.کوک میخواست حرفی بزند که با فرو رفتن نوک تیز سوزن،بالای سینه ی چپش ناله ی بلندی کرد و این باعث شد که تهیونگ از کارش راضی تر به نظر برسه.
_درد داره......اییییی......هوا سرده......
+عیب نداره کوچولو،کم کم عادت میکنی.
صدای جونگ کوک برای بار دوم با فرو رفتن سوزن کنار رد قبلی به صورت دورانی،خفه شد.
بعد فرو رفتن ۶،۵ تا سوزن، جونگ کوک کاملا فهمید که تهیونگ قصد داره دور سینه ی کوک رو با سوزن دایره درست کنه.
برای بار هیجدهم فریادش رو هوا رفت.
+ایییییییییییی......درد..........آخ.........داره......
_فقط چند تا دیگه تحمل کن.
و دوباره سوزنی رو فرو برد و ناله کوک، دلخراش تر شد.
دیدگاه ها (۲۸)

رمان:قاتل سادیسمی من. پارت:۳...

رمان:قاتل سادیسمی من. پارت:۴...

ادامه چند پارتی درخواستی:"ویو نامجون"بعد از رفتن مهمونا مست ...

ادامه پارت درخواستی:چند روزی از ازدواج من و نامجون میگذشت و ...

black flower(p,308)

black flower(p,335)

black flower(p,320)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط