{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در گذر گاه زمان.....

در گذر گاه زمان.....

خیمه شب بازی دهر
با همه تلخی و شیرینی خود میگذرد..

عشق ها،، میمیرند
رنگها،، رنگ دگر نمی گیرند

و در این بین فقط خاطرهاست
که چه شیرین و چه تلخ
دست ناخورده بجا می ماند..!!
دیدگاه ها (۱۱)

بیچارگی را بارها شمرده اماز اول تا هزارمین بارش!!همان پرنده ...

همیشه آرزو داشتمروی برف، شعر بنویسم!روی برف، عاشق شوم!و دریا...

مگه نه..

اثر انگشت ما.........از قلب هایی که لمسشان کرده ایمهیچ وقت پ...

هیچ مپندار مرا از گذرِ تلخِ زماندر آینه پیر شدم و در دلم جوا...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت دهـم هجدهم جولای قه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط