{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم

من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم
حرفی از جنس زمان نشنیدم‌
هیچ چشمی ، عاشقانه به زمین خیره نبود
کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد
هیچ کسی زاغچه یی را سر یک مزرعه جدی نگرفت‌

من به اندازه یک ابر دلم می گیرد ...

" سهراب سپهری "
دیدگاه ها (۴)

من وقتی برای متنفر شدن از کسانی که نسبت به من متنفراند ندارم...

تا به کی باید رفت!؟از دیاری به دیار دیگر..نتوانم ‚ نتوانم جس...

چه بی‌ تابانه می‌ خواهمت ای دوری‌ ات آزمون تلخ زنده‌ به‌ گور...

درد با ما به دنیا میاد ، با ما قد می کشه و باهامون اُخت می ش...

ابلیس

باید امشب بروم من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت...

باید امشب بروم من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت...

باید امشب بروم من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت...

باید امشب بروم من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت...

باید امشب بروم من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت...

باید امشب بروم من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت...

باید امشب بروم،من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت...

باید امشب بروم...من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صح...

من از باز ترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردمحرفی از جنس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط