{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمد به خیالم ، به کنارم که نیامد !

آمد به خیالم ، به کنارم که نیامد !
دیوانه سر قول و قرارم که نیامد !
بیرون زدم از خانه به آوارگی شهر ،
خود را به نسیمی بسپارم ، که نیامد !
شهری پُر صورت ، ولی از عاطفه خالی !
این چهره و آن چهره ، به کارم که نیامد !
جز چتر چه آوار بریزم به سری که ،
بر خاک نیفتاد و به دارم که نیامد !
تا صبح من و کوچه و دلشوره ی باران ،
می گفت : ببارم که به دارم که نیامد !
دیدگاه ها (۹)

من به عهد دل خود با تو عمل خواهم کردمشکل بوسه ی پنهان تو حل ...

مهرت از خاطرم ای دوست بدر خواهم کردجان، نثارِ قدم یار دگر خو...

‍ ‍ در فراسوی خیال... به "چشم هایت" که می نگرمجنگل های سرسبز...

ترک یاری کردی و من هم چنان یارم ترادشمن جانی و از جان دوست ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط