{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمد به خیالم ، به کنارم که نیامد!

آمد به خیالم ، به کنارم که نیامد!
دیوانه سر قول و قرارم که نیامد

بیرون زدم از خانه به آوارگی شهر
خود را به نسیمی بسپارم که نیامد

شهری پُر صورت ولی از عاطفه خالی
این چهره و آن چهره،به کارم که نیامد

جز چتر چه آوار بریزم به سری که
بر خاک نیفتاد و به دارم که نیامد

تا صبح من و کوچه و دلشوره ی باران
می گفت، ببارم که ببارم که نیامد .....
دیدگاه ها (۹)

گم شدم در خود ندانم من، کیم یا چیستمقالبم، عقلم، حیاتم، جان ...

سالها چشم انتظاری رنجهای بی شماردوری لیلا ربوده از دل مجنون ...

انتهای شک اگر انکار باشد بهتر استهر خطای فاحشی یک بار باشد ب...

ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻡ! ﺩﯾﺪﻡ، ﺷﻨﯿﺪﻡ، ﺭﻓﺘﻢ، ﺁﻣﺪﻡ...ﻭ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ”ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻧﯿﺶ ﻣﯿ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط