{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۷۳
یونگی:اممم..از کجا میدونی پسره؟
ا.ت:خودش گفت
جیمین:گوشیت رو بده ببینم
ا.ت:ها؟؟چرا؟؟؟
حیمین:میخوام ایمیل رو ببینم
ا.ت:آها بیا
حیمین:ایمیل رو برسی میکنه
جیمین: امشب ؟؟
ا.ت:آره
جیمین:یونگی میتونیم ببریمش؟؟
یونگی: اوک میبریمت و یک سلاح داشته باش
ا.ت:چاقو و هفت تیر باهامه
یونگی و جیمین: Wow
نامجون و جین و جونکوک یک هو میان تو
ا.ت:جونکوکیییی
جونکوک: نوناااا
ا.ت میپره توی بغل کوک
جیمین حسودی میکنه واسع همین فقط یک سلام میکنه و میره توی آشپزخونه
جین: هی ا.ت چطوری
ا.ت:ممنون جین هیونگ
نامجون:به به دختر خانواده رو دیدیم بلاخره
ا.ت:مجبور شدم بیام نامجون هیونگ
نامجون:بله بله خبر دارم
جین:راستی اون مشکل حل شد؟؟
ا.ت:نصف و نیمه
جیمین تودلش:چرا اینا رمزی خر میزنن؟؟
یونگی:راستی از تهیونگ چخبر؟
ا.ت:شده بزرگ ترین مافیای کره
حین: wow
یونگی:پس تو چی؟
جونکوک:ملکه ی مافیا
نامجون و جین آب از دهنشون میپاشه بیرون
نامجین:چییییییییی
ا.ت:آره منم ملکه ی مافیا
جین:به‌به مبارکه
نامجون: چشمام روشن
یونگی:جونکوک تو چی؟
جونکوک:من؟؟
یونگی:آره
ا.ت: قبل از تهیونگ بزرگ ترین مافیا ی کره میشه
یونگی و جین و نامجون:واوووووو
جونکوک:حیحی

شرط پارت بعدی:
۵لایک و ۵کامنت
دیدگاه ها (۶)

پارت ۷۴یونگی: برو بچ بیاین چیمی شام درست کرده جونکوک:من میام...

پارت ۷۵میرسن به اون محلها.ت:ساعت سه استا.ت:کسی پیاده نمیشه م...

کسایی که طرف دار اکس تنتاسیون هستن میدونن جریان چیه ولی کسای...

ادامه ی پارت ۷۲ا.ت:هوپی هیونگ...یونگی:یکی از اعضای خانواده ی...

سناریو:وقتی ا/ت مریض شده و هیچی نمیخوره نامجون: ا/ت بیا بخور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط