{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه ی پارت

ادامه ی پارت ۷۲
ا.ت:هوپی هیونگ...
یونگی:یکی از اعضای خانواده ی ماست
ا.ت:و سرپرست من
یونگی:اون...
ا.ت:توی یک تصادف غیب شد
یونگی:چون..
ا.ت:به مرگ تهدید شده بود
یونگی: و توی آهنگش
ا.ت:یک اعترافی کرده
یونگ:که اگر آهنگ رو برعکس کنی
ا‌.ت:میگه من توی یک جایی در نیویورک پنهان شده ام
یونگی:ولی تا الان نتونستیم پیداش کنیم
ا.ت:راستییییییییی
جیمین و یونگی:چیه
ا.ت:یک شماره بهم پیام داده
حیمین:چه شماره ای؟
ا.ت:گفته ساعت سه ی شب توی یکی از محله ها یک کوچه است اونجا میخواد منو ببینه
یونگی:و اون کیه؟؟
ا.ت:نمیدونم فقط میدونم پسره
جیمین:خب شماره ی تورو از کجا آورده؟
ا‌.ت:نمیدونم
یونگی:...

شرط پارت بعدی:
۵لایک و ۵کامنت
دیدگاه ها (۶)

کسایی که طرف دار اکس تنتاسیون هستن میدونن جریان چیه ولی کسای...

پارت ۷۳یونگی:اممم..از کجا میدونی پسره؟ ا.ت:خودش گفتجیمین:گوش...

پارت ۷۲جیمین:لبخند میزنه و ا.ت رو از زیر زانو بلند میکنه میز...

پارت ۷۱ا.ت:روی تخت میشینه و متوجه میشه دکمه های لباس بازه که...

ادامه ی سناریو درخواستی BTS

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط