پارت

پارت ۷۴
یونگی: برو بچ بیاین چیمی شام درست کرده
جونکوک:من میام توی چیدن میز کمک کنم
جیمین:ممنون بچها
یونگی و جونکوک:وظیفه است
اونا مشغول شام میشن.
جین و نامجون و ا.ت مشغول انتخاب کردن فلیم
ا.ت:بیاین ارباب حلقه هارو ببینیم
حین:بیاین دزدان دریایی کارائیب ببینیم
نامجون:نه بیاین سه تیغ جهنمی ببنیم
یونگی:هرچی ا.ت گفت بزارینننن(داد)
جین:آخه میگه ارباب حلقه هااا(داد)
جیمین:همونو بزاریننننننن(داد)
جونکوک: ارباب حلقه ها قشنگه بزارینننن(داد)
نامیجون: خیل خب داد نزنید دیگه
ارباب حلقه ها میزارن همه پشت میز میشینن و تلویزیون تماشا میکنن و غذا میخورن که یک هو به کوشی همه شون پیام میاد همه از جا میپرن گوشی ا.ت شروع میکنه پشت سر هم زنگ خوردن همه ترسیده به گوشی ا.ت نگاه میکنن
ا.ت گوشیو برمی‌داره
یونگی:کیه؟
ا.ت:ناشناسه
آیت خرف ا.ت باعث میشه جین پشت نامجون قایم بشع و کوک و جیمین توی بغل یونگی فرو برن
ا.ت:الو؟؟؟
فلیم رو استپ میکنن
ا.ت:الو بفرمایید
یک صدای بم و ترسناک:ساعت سه شده کجایی؟
ا.ت:جدی ساعت سه شده ؟ وایسا!(خیلی عادی)
ا.ت ساعت رو نگاه میکنه
ا.ت:یک ربع مونده به سه
( اون صدا رو با & نشون میدم)
&: پس زود تر بیا دخی کوچولو
ا.ت:وقتی فهمیدی یکم ببینم جرعت داری بازم بهم بگی دخی کوچولو یا نه
گوشیو قطع میکنه همه دارن بهش نگاه میکنن
جونکوک:صدای...
جیمین:کی بود؟؟؟؟؟
ا.ت:همون شماره ای که ایمیل داده بود امشب ساعت سه
یونگی:دوتا ماشینی میریم
ا.ت:اوکی
همه بلند میشن لباس میپوشن و سوار ماشین میشن و راه میوفتن..

شرط پارت بعدی:
۵لایک و ۵کامنت
دیدگاه ها (۰)

پارت ۷۵میرسن به اون محلها.ت:ساعت سه استا.ت:کسی پیاده نمیشه م...

پارت ۷۶ویو صبح/ا‌.ت از خواب بیدار میشه میبینه توی بغل جیمینه...

پارت ۷۳یونگی:اممم..از کجا میدونی پسره؟ ا.ت:خودش گفتجیمین:گوش...

کسایی که طرف دار اکس تنتاسیون هستن میدونن جریان چیه ولی کسای...

فیک مافیای سیاه من part 8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط