{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی جراحی برای تعمیر اتومبیلش آن را به تعمیرگاهی برد!

روزی جراحی برای تعمیر اتومبیلش آن را به تعمیرگاهی برد!

تعمیرکار بعد از تعمیر به جراح گفت: من تمام اجزا ماشین را به خوبی می شناسم و موتور و قلب آن را کامل باز می کنم و تعمیر میکنم!

در حقیقت من آن را زنده می کنم! حال چطور درآمدسالانه ی من یک صدم شما هم نیست؟!

جراح نگاهی به تعمیرکار انداخت و گفت : اگر می خواهی درآمدت ۱۰۰برابر من شود اینبار سعی کن زمانی که موتور در حال کار است آن را تعمیر کنی!
دیدگاه ها (۲۱)

روزی روبرت دوونسنزو گلف باز بزرگ آرژانتینی، پس از بردن مسابق...

روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به زنی ...

یک روز خانم مسنی با یک کیف پر از پول به یکی از شعب بزرگترین ...

حکایت ایراد پیرزن به مناره مسجد و تدبیر معمار :روایت شده اس...

#سایه_ای_در_خانه_چئون # part_32هوای پشت ساختمان قدیمی سونگ‌ه...

when silence became a scream p18

تکاپو پارت ۶۶: تنها، خسته... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍هفته‌ای گذشت، اما سنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط