{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جان من عشق تو را چیدن و دیدن هنر است.

جان من عشق تو را چیدن و دیدن هنر است.
باهمه عشوه گری , بر تو رسیدن هنر است.

هرچه هم ناز کنی , ناز کشت خواهم بود.
نازنینا به خدا ناز کشیدن, هنر است.

دل من تنگ شد و چاره آن روی تو شد.
روی تو دیدن و آن را نگزیدن , هنر است.

من غرور تو ام ای کبک خرامان به خدا,
سخن عشق ز حرف تو شنیدن, هنر است.

تو درخت خوش این باغی و من می دانم,
زان همه میوه یکی, زان همه چیدن هنر است.

کام من در طلب لعل لبت کام گرفت.
نازنین کام دل انگیز چشیدن, هنر است.

گل مریم , زشمیمت شده ام مست و خراب.
بی می و باده اگر مست شد این تن, هنر است..

.
دیدگاه ها (۴)

کاﺵ ﺩﺭ ﺗﻨﺪﯾﺲ ﺁﺩﻡ ﺩﻝ ﻧﺒﻮﺩ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻏﻢ ﺩﺍﺧﻠﺶ ﻣﻨﺰﻝ ﻧﺒﻮﺩﮐﺎﺵ...

ﺷﻌﺮﯼ ﮐﻪ ﺟﻮﺷﯿﺪ ﺍﺯ ﺩﻟﻢ ﺍﯾﻨﺒﺎﺭ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﺎﻝﺗﻮﺍﺣﺴﺎﺱ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺩﻟﯽ ﺗﺒﺪﺍﺭ ...

بــاران کــه میــبارد یـــکــ نفـــــر،بـا لبــــخنــــدی، ن...

من عـاشق عشقـم چه بسوزم چه بسازمعشق است که هر کار کند عین ثو...

سی و شش درصد چشمان تو جنسش عسل است.شراب وغزل

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 هزار نامه نوشتم، یکی جواب نیامد به سوی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط