{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎

𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎
part:13
ویو ناشناس
+مگه بهت نگفتم کاری کن دختره بمیره،هان؟*داد*
-معذرت میخوام قربان
+با معذرت خواهی تو چیزی درست نمیشه گمشو بیرون*داد*
اون عوضی...دارم دیوونه میشم...یه کار رو هم نمیتونن مثله آدم انجام بدن!
×مگه نگفتی کاری میکنی دختره بمیره!
+تو اینجا چیکار میکنی الارا؟
×من به تو اعتماد کردم!
+خودمم الان عصبانیم الارا!فکر نکن این تنها نقشه ام بود پس نگران نباش!
×این یه بار و فقط بهت اعتماد میکنم!
و بدون هیچ حرفی مکان و ترک کرد
اگه بهت نیاز نداشتم با همین دستام خفت میکردم الارا تا تو باشی با من اینجوری حرف نزنی
ویو بنگچان
نیم ساعتی میشه که حرکت کردیم و مین سول از شدت خستگی خوابش برده بود بخاطر همین کتمو روش انداختم تا سردش نشه
درسته این ویلا اندازه عمارت بزرگ نبود ولی اینجا حداقل امنیتش بیشتر بود!
در ماشین و باز کردم و مین سول و برآید استایل بغل کردم
در ویلا رو باز کردم و به طبقه دوم رفتم
اتاق زیاد بزرگی نبود ولی حداقل جایی بود که مین سول بتونه به عنوان اتاق ازش استفاده کنه
مین سول و روی تخت گزاشتم و پتو رو روش کشیدم
و بهش خیره شدم
مامان...اون خیلی معصومه...معصوم تر از اون چیزی که فکرشو بکنی اون مثل یک الماس شکننده است و باید خیلی ازش مراقبت شه...من قول دادم که ازش مواظب کنم مامان...ولی دیشب نتونستم ازش مواظبت کنم...قسم میخورم این دفعه نمیزارم حتی یه خراش ساده ام بخوره
بوسه ای آروم روی موهاش کاشتم و زمزمه کردم:عاشقتم اون قدری که حتی فکرشو نمیکنی لیلیوم من!
بلند شدم تا از اتاق خارج شم که متوجه شدم مین سول زیر لب چیزی میگه
رفتم جلو که دیدم داره کابوس میبینه
نمیتونستم بزارم کابوس ببینه پس تصمیم گرفتم بیدارش کنم
+مین سول؟مین سول بلند شو داری کابوس میبینی!
بعد از چند باری که تکونش دادم و صداش زدم آشفته بلند شد و اشکاش جاری شدن
اومد طرفم و من و سفت بغل کرد و منم متقابل بغلش کردم تا آروم بشه
-میترسم...چان...قول میدی تو هم مثله بقیه ترکم نکنی؟*گریه*
+قول میدم...قسم میخورم که ترکت نکنم،باشه؟
سرشو به نشونه مثبت تکون داد و دراز کشید
-میشه پیشم بمونی؟
+باشه*لبخند*
کنارش دراز کشیدم که خودشو توی بغلم انداخت و منم شروع کردم به نوازش کردن موهاش
این دختر زیادی شیرینه...جوری که هر لحظه دلم میخواد بپرستمش...خیلی روحیه اش لطیفه درست مثله لیلیوم!
بعد از چند دقیقه متوجه شدم مین سول خوابش برده دروغ نگم منم خیلی خوابم میومد و دوست نداشتم از بغلش خارج بشم پس منم چشمام و روی هم گزاشتم تا خوابم ببره



چشمام و باز کردم نور به داخل اتاق می‌تابید..یادم رفته بود پرده رو بکشم آروم طوری که مین سول و بلند نکنم پا شدم تا پرده رو بکشم
الان بعد از ظهر بود و حسابی خوابیده بودم
رفتم پایین تا صبحانه برای مین سول و خودم درست کنم
چون هر چند وقت یکبار به اینجا سر میزدم مواد غذایی داخل ویلا بود با همون مواد شروع کردم به درست کردن بنکیک
خوب بلد بودم پنکیک درست کنم چون وقتی بچه بودم صبحانه مورد علاقم بود...وقتی مامانم برام درست می‌کرد ریز به ریز حرکاتش و نگاه میکردم و این شد که بلد بودم پنکیک درست کنم
بعد از چند دقیقه پنکیک ها آماده شدن اونا رو روی میز چیدم و آب پرتقال ها رو هم روی میز گزاشتم
به شاهکاری که درست کرده بودم نگاهی انداختم و توی دلم خودم و تحسین کردم
رفتم بالا تا مین سول و بلند کنم
آروم در اتاق و باز کردم که دیدم مین سول خواب آلود روی تخت نشسته لبخندی زدم و جلو رفتم
+خوب خوابیدی؟
-اوهوم
+خوبه!حالا هم دست و صورتت و بشور و بیا پایین برای صبحانه*لبخند*
مین سول سری تکون داد و بعد از چند دقیقه هر دو مون دور میز نشسته بودیم
-اینا رو خودت درست کردی؟
+آره
بدون هیچ حرفی شروع کرد به خوردن
-چجوری اینقدر خوشمزه است؟
+فک نمیکردم اینقدر خوشمزه شده باشه!
+راجب دیشب!
با این حرفم دست از خوردن برداشت
+میدونم دیشب ماجرا تقصیر من بود‌....باید امنیت و بیشتر میکردم که همچین اتفاقی نیفته!میدونم خودتو تقصیر مرگ هانول میدونی!ولی این اتفاق اصلا تقصیر تو نیست،مین سول مطمئن باش کسی که همچین کاری کرده رو پیدا میکنم و ازت محافظت میکنم،باشه؟
با چشمای اشکی بهم خیره شد
-مرسی که کنارمی!*بغض*
رفتم جلو توی آغوشم گرفتمش
قول میدم...قول میدم ازت محافظت کنم!

اینم پارت سیزدهم💋
باید شرطا رو ببرم بالا خیلی زود میرسونید منم که گشادیم میشه بنویسم🦦
حرصم نخورید که شرطا زیاده مطمئنم تا فردا شرطا میرسه🤌🏻😔💔
اسلاید دوم ادیت خودمه🫂❤️‍🩹
شرط:۶ تا بازنشر/۳۰ تا کامنت/۴۰ تا لایک🍒
دیدگاه ها (۱۱)

من برم بمیرممممم😭😭😭🤏💗🛐🛐🛐🛐با لایک و کامنت هاتون بهم انرژی بدی...

آپدیت تیک تاک اسکیز با چانی و هیونی🤏💗خیلی سمن🤣🤣با لایک و کام...

𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎part:12ویو بنگچانساعت تقریبا نزدیک به دو بود پس تصم...

عاشق دیوانه p10

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط