{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه شب هایی که کردم التماس چشم بیـمارم

چه شب هایی که کردم التماس چشم بیـمارم
ببینـد روی زیبـای تو را آقــا

ولـی گـــــرد و غبار ایــن گنـاهانم
گــرفته قــدرت بینایی آن را
دیدگاه ها (۴)

فاطمیون خبری آمده استخبر داغ تری آمده استامتحان دگری آمده اس...

فاطمه اُم ابیهاست خدا می داندبه خدا شافع عُقباست خدا می داند...

عاقبت روزیکویر سینه ی خشکیده یارانبه باران نگاهت آشنا گرددو ...

شب جمعهسوار بال احساسدلم راهی شود بر کربلایتببوسد گوشه شش گو...

شهید جواد پرویزی محل شهادت : شیراز چرا صورت پر نورت را برایم...

دیدن

در زدی پدر ولی، پشت در کسی نبودکاش دست نرم باد در به روت می ...

نماد مرگ پارت شیشم

پارت ۴«تو امروز با اون کاری که کردی، تقریباً خودت رو کشتی.»چ...

اوسی/چشم/هیکاری سوزونه/آرت/جدید

گرم بود...آرام آرام پایین می آمدچشم هایش را می دیدم...نگاهش ...

ندهد هيچ گلى عطـر خوش بوی تو رانفـروشم بــه جهـان پیـچشی از ...

عشق بی پایان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط