{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}


تو را میان سطرهای کتابم مرور می کنم.
هر واژه ای،
هر جمله ای مرا سمت تو می کشاند.
تو نیستی و هستی ات در وجودم مرا به شوق می کشاند؛
مرا به درد نداری می کشاند.
آه...
حسرت آخرین نگاهت را در دلم بسته ام.
ارزوهایم پرپر شدند.
به دست باد سپردمشان...
به خوابم می آیی با هزاران آرزویی که از دست باد گرفته ای.
مرا به آرزوها می کشانی.
مرا به سطرها،
به واژه ها،
به راه های پیش رو می کشانی
و نگاهی که لای کتابم گذاشته ام.
ورق می زنم و گاهی نگاهت می کنم که مبادا حضورت را گم کنم.
واژه ها با من سرناسازگاری دارند.
امروز دل پر دردی دارند.
امروز سهم تماشای من باش.
این واژه ها مرا به سمت تو 
می کشانند...!


#دلنوشته
دیدگاه ها (۱۴)

‌سلامت را نمی خواهند پاسخ گفتسرها در گریبان استکسی سر بر نیا...

‌ترڪمـ مڪنحتی براے یڪ‌روززان‌رو ڪه به ‌انتظارایستگاهی متروڪ ...

‌دیده‌ام سوی دیار تو و در کف تو از تو دیگر نه پیامی نه نشانی...

‌دل به مهــرش سپــردمـ ...!می‌خـواهمـ دست در دستانـش در میان...

#جانانه اینکه گفته اندتنها همانی آرامت می کند ، که دلت را آت...

به یاد دارم که یک بار مرا جویا شدی که آیا هیچ یک از متون افس...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط