{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیرمردی هر روز تومحله پسرکی رو با پای برهنه می دید که با

پیرمردی هر روز تومحله پسرکی رو با پای برهنه می دید که با توپ پلاستیکی فوتبال بازی میکرد؛
روزی رفت و یه کفش کتونی نو خرید و اومد به پسرک گفت: بیا این کفشا رو بپوش.
پسرک کفشا رو پوشید و خوشحال رو به پیرمرد کرد و گفت: شما خدایید؟ پیرمرد لبش را گزید و گفت نه پسرجان. پسرک گفت: پس دوست خدایی، چون من دیشب فقط به خدا گفتم کفش ندارم...

"دوست خدا بودن سخت نیست"
دیدگاه ها (۱)

ماجرای شعر #امیری_حسین_و_نعم_الأمیر‍ #امام_حسین 🔻 عمر بن جن...

⭕ ️ هیئت نوجوانان هیئت میثاق دانشگاه امام صادق (ع)امام موسی ...

بدون شرح !

🔴 از والدین به خاطر نداشتن توان مالی رضایت نامه گرفتن که فرز...

پارت 12

پارت۲۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط