{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو جونگکوک

ویو جونگکوک
جئون مدت ها نزاشت من خواهرمو ببینم...چرا باید بزارم تهیونگ ببینه؟
-نه. (سرد)
بال هاش باز شد
ته: خواهش میکنم جئون...

-وقتی حرفی گفته میشه دیگه به دهن برنمی‌گرده تهیونگ(سرد)
ته:ولی اگه یه روزی دزدیدمش؟؟

-اون موقع...وای ارزش فک‌ کردن به این موضوع و ندارع چون هیچکس نمیتونه اونو ازم بگیرتش

ته:باشه...یه نامه بهت بدم میرسونیش دستش؟
-باید اول خودم بخونمش
ته:نمیشه...نامه جادوییه و فقط خودش می‌تونه بخونتش
-اگه داخلش نقشه فرار باشه چی؟
ته:جئون..خودت گفتی با هیچ روشی نمیشه ازت فرار کرد...خب ناممو ببر بده اگه نمیترسی...توش نقشه فرار نی

-بده زود..
تهیونگ یه گوی ظاهر کرد و چشماشو بست.. یه انرژی بهش داد
-زود باش نظرم داره عوض میشه
چشماشو باز کرد و گوی و ول کرد و گوی سریع فرار کرد

-هی..کجا رفت؟
ته:خودش می‌ره سمت آت
-هوففف‌‌.. ولی اگ-
که نینا داد زد
÷ارباببببب بیاید اینجااا
رفتم سمتش و دستم و دور کمرش حلقه کردم که...


خیلی پارت گذاشتمممم

شرایط
https://wisgoon.com/p/A915TMRM65
یه نظر خوب راجب این کاورم بدید...عالی و اینجور چیزا نباشه

۳۰ کامنت طولانی و خفن راجب فیک (هرچقدر کامنتتون خوب و درست حسابی باشه زودتر میزارم)
۷۰ لایک
دیدگاه ها (۳۱)

ویو جونگکوک که یه عالمه پری دریایی بالا اومدن و یه پسره اومد...

ویو آتنشسته بودم روی تخت و به داداشم فک میکردم...دلم براش تن...

ویو تهیونگباید دوباره بدستش بیارم...بدون اون دختر شیطون و نا...

ویو جونگکوک به خودم اومدم و دیدم شلاق از دستم افتاده و اون پ...

#loveing_or_hateing #Part38ویو نویسنده تهیونگ کنار جئون وایس...

خون آشام تشنه به خون پارت چهارم وقتی تهیونگ لبش رو گذاشت رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط