{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بانو! غزل بخوان که شدیداً قناری‌ام

بانو! غزل بخوان که شدیداً قناری‌ام
وقتی گلِ همیشه بهاری، بهاری‌ام

تا می‌رسی به تاکِ غزل، مست می‌شوم
وقتی که می‌روی، نگران خماری‌ام

سخت است انتظار کشیدن، ولی، هزار-
گل می‌دهم اگر که تو روزی بکاری‌ام

در من صدا و عکسِ تو تکثیر می‌شود
تالاری از سکوتم و آیینه‌کاری‌ام

با خواب‌های صورتی‌ام قهر کرده‌ام
چون گفته‌ای: "الهه‌ی شب‌زنده‌داری‌ام"

"این مشق‌ها جریمه‌ی صد سال" ... وا شده
پای تو در قلمروی کاغذنگاری‌ام
دیدگاه ها (۳)

درد من را بگذارید به شیدایی خویشساغرم را بگذارید به اغوایی خ...

ﻫﺮ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﻓـــــﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ !ﺩﺭﻭﻍ ﮔﻔــﺘﻪ ﺍﺳﺖ !ﺑﻬــــﺎﻧﻪ ﺁﻭ...

تو ﻧﻪ ﻣﻬﺘﺎﺏ ﻭ ﻧﻪ خورشید فقط دریاییتو ﻫﻤﺎﻥ ﻧﺎﺏ ﺗﺮﯾﻦ ﺟﺎﺫﺑﻪ ﯼ ...

یک نفر نیست که از من به تو راهی بکشدبر شب تیره ی من گردش ماه...

تمامِ رنجِ ما از آنجاست که کلیدِ حالِ خوبمان را به دستِ دیگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط