{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه ‌‌.

ادامه ‌‌.


بدتری شیش ای را برداشت سپس لیوان خالی جلو ان دختر با احترام پر کرد سپس با دو انگشت کمی حولش داد جلو ات ... دهترک همچنان لیوان را برداشت و زیر لبی تشکر کرد ... و قبل از نوشیدن گفت
ات: شما صادق و روراست هستند و ممنون پس بزارید منم راست باشم ... من به شدت پول نیاز دارم تا حدی که دست به همچین کاری زدم زندگی متاهلی رو خراب میکنم پس اگه میشه مبلغ پول رو بگید و نصف پول اول کار بقیش آخر ....
جونگکوک عمیق و تلخ نگاهش کرد سپس به صندلی پشت اش تکیه داد بلافاصله جدی لب زد
دیدگاه ها (۱)

Like swan🦢#like_swan PT 18 ویو هویجی: خونه ی نامجون: شباومی ...

ادامه سناریو اگه براشون روز مرد کادو بخریم : ران : ات : رااا...

🖤 مافیای منقسمت دوم | دفتر مدیرعاملصبح روز بعد، ات از وقتی و...

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

عاشق part³کوک سوار ماشین شد که ات گفت :• کوکی ازت ممنونم- پر...

......//برده ی زیبا//......

### پارت سوم: فرار از سایه‌ی ملاقه!سکوتِ سنگین و پر از کششِ ...

پارت ۱۰ | انتقام شیرین! 😂ساعت ۸:۳۰ صبح، شرکت JK Groupجیمین ب...

پارت ۲۲:

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط