هانجوعاا کنچانا گنچانا
𝒻𝒶𝓀ℯ🌞⁸¹
هانجو:عاا کنچانا گنچانا..
میا:چی؟
کن:مامانبزرگ تیک تاک نصب کردی؟
میا:کن..امینتمون در خطره...
نامجون:شما نمیتونین یک نویسنده ی
بی نام ونشون رو بی دلیل گیر بندازین..میفهین؟
نامجون با حالت اعصبانی و بی حوصله اش ادامه داد
نامجون:این که میا رفت عقلتونم با خودش برد؟
جونگکوک:باید بریم امار تک تک مردم کشور رو در بیاریم..زودباشین..
تهیونگ غر غر کرد گفت
تهیونگ:فکر کردی بریم اونجا همه میگن چشم
ارباب الان امار میگیریم؟
نامجون:برین توی ماشین..منتظرم باشین..
...:اجازه ندارین برین داخل
تهیونگ:من کیم تهیون...
نامجون:اهم..من کیم نامجون هستم.رئیست
من رو به خوبی میشناسه..اگر میشه..
جونگکوک مشت محکمی نسیب صورت مرد
کرد.لگدی توی شکمش زد و گفت
جونگکوک:بریم تو..(تفاوت و احساس کردین؟)
نامجون:یادتون باشه خودتون و معرفی نکنین.شما مال اینجا نیستین.دردسر درست میکنین..
تهیونگ:باشه نامجون..برو تو زودتر.
درحالی که پشت هم مثل سه مافیای واقعی قدم میزاشتن،وارد راهرو شدن.هر کسی که
قرار بود نزدیک بشه توسط اون سه نفر
کتک میخورد..و شاید کشته میشد.
بعد از ناکار کردن افراد اون منطقه وارد دفتر اصلی امار و ارقام شدن.ولی..میگه میشه همیچین
جای مهمی محافظ نداشته باشه؟
جونگکوک:اصلحه هاتون رو بندازین..
تهیونگ:جونگکوک تعداد اون ها بیشتره
نامجون:مهم نیست..
وقتی با دوتا هیونگت بری دعوا..همین میشه..
شروع سه نفری شروع کردن به زدن اون ها...
اما نامجون به جای درگیری با اون ها رفت سراغ
اصل کاری..
نامجون:اگر میخوای زنده بمونی از اینجا برو
....:شما کی هستین؟
نامجون:نجات جونت مهم تر نیست؟فکر نمیکنی
باید فرار کنی؟
....:فکر کردی که این...
نامجون:چه احمقی بود..
اصلحه اش رو پایین اورد و برگشت تا از وضعیت با خبر بشه..اون پشت اون سیستم لعنتی نشست و
شروع کرد گشتن تا اون میا رو پیدا کنه..
کلی اسم سرچ کرد.کلی اعداد و ارقام اومد..
میا کیم..سرپرست کنتازای کاتائو..یعنی چی؟
قایم موشک بازی تموم شده بود؟
نامجون:پیداش کردم!
تهیونگ با ناباوری به سمت نامجون برگشت
چهره ی جونگکوک پر از تعجب بود.دست از کارشون برداشتن و با تاجب به دیگه نگاه کردن..
جونگکوک:امکان نداره..
نامجون:بیا..اینم ردیابش.زودباشین حاضر
بشین باید هرچه سریعتر بریم.بجونیین
نامجون با غرور چی رضایت سرش رو بلند
کرد و به اشفتگی که روبه روش به بار
اورده بودن نگاه کرد.پوزخند پیروزمندانه ای زد.
هانجو:عاا کنچانا گنچانا..
میا:چی؟
کن:مامانبزرگ تیک تاک نصب کردی؟
میا:کن..امینتمون در خطره...
نامجون:شما نمیتونین یک نویسنده ی
بی نام ونشون رو بی دلیل گیر بندازین..میفهین؟
نامجون با حالت اعصبانی و بی حوصله اش ادامه داد
نامجون:این که میا رفت عقلتونم با خودش برد؟
جونگکوک:باید بریم امار تک تک مردم کشور رو در بیاریم..زودباشین..
تهیونگ غر غر کرد گفت
تهیونگ:فکر کردی بریم اونجا همه میگن چشم
ارباب الان امار میگیریم؟
نامجون:برین توی ماشین..منتظرم باشین..
...:اجازه ندارین برین داخل
تهیونگ:من کیم تهیون...
نامجون:اهم..من کیم نامجون هستم.رئیست
من رو به خوبی میشناسه..اگر میشه..
جونگکوک مشت محکمی نسیب صورت مرد
کرد.لگدی توی شکمش زد و گفت
جونگکوک:بریم تو..(تفاوت و احساس کردین؟)
نامجون:یادتون باشه خودتون و معرفی نکنین.شما مال اینجا نیستین.دردسر درست میکنین..
تهیونگ:باشه نامجون..برو تو زودتر.
درحالی که پشت هم مثل سه مافیای واقعی قدم میزاشتن،وارد راهرو شدن.هر کسی که
قرار بود نزدیک بشه توسط اون سه نفر
کتک میخورد..و شاید کشته میشد.
بعد از ناکار کردن افراد اون منطقه وارد دفتر اصلی امار و ارقام شدن.ولی..میگه میشه همیچین
جای مهمی محافظ نداشته باشه؟
جونگکوک:اصلحه هاتون رو بندازین..
تهیونگ:جونگکوک تعداد اون ها بیشتره
نامجون:مهم نیست..
وقتی با دوتا هیونگت بری دعوا..همین میشه..
شروع سه نفری شروع کردن به زدن اون ها...
اما نامجون به جای درگیری با اون ها رفت سراغ
اصل کاری..
نامجون:اگر میخوای زنده بمونی از اینجا برو
....:شما کی هستین؟
نامجون:نجات جونت مهم تر نیست؟فکر نمیکنی
باید فرار کنی؟
....:فکر کردی که این...
نامجون:چه احمقی بود..
اصلحه اش رو پایین اورد و برگشت تا از وضعیت با خبر بشه..اون پشت اون سیستم لعنتی نشست و
شروع کرد گشتن تا اون میا رو پیدا کنه..
کلی اسم سرچ کرد.کلی اعداد و ارقام اومد..
میا کیم..سرپرست کنتازای کاتائو..یعنی چی؟
قایم موشک بازی تموم شده بود؟
نامجون:پیداش کردم!
تهیونگ با ناباوری به سمت نامجون برگشت
چهره ی جونگکوک پر از تعجب بود.دست از کارشون برداشتن و با تاجب به دیگه نگاه کردن..
جونگکوک:امکان نداره..
نامجون:بیا..اینم ردیابش.زودباشین حاضر
بشین باید هرچه سریعتر بریم.بجونیین
نامجون با غرور چی رضایت سرش رو بلند
کرد و به اشفتگی که روبه روش به بار
اورده بودن نگاه کرد.پوزخند پیروزمندانه ای زد.
- ۵.۷k
- ۳۰ مرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط