« وسواس مافیا »
« وسواس مافیا »
پارت ۱۹: آخرین رمز
شب روی شهر افتاده بود.
ماشینها یکییکی جلوی عمارت قدیمی کیم توقف کردند.
جایی که سالها هیچکس جرئت نزدیک شدن به آن را نداشت.
تهیونگ از ماشین پیاده شد.
و برای اولین بار انگار با گذشتهی خودش روبهرو شده بود.
جه-این کنار او ایستاد.
دیگر پشت سرش پنهان نمیشد.
تهیونگ نگاه کوتاهی به او انداخت.
اما چیزی نگفت.
چون میدانست این بار انتخاب با خودش است.
در ورودی با کد چهار باز شد.
چراغهای قدیمی یکییکی روشن شدند.
یک مسیر زیرزمینی جلویشان ظاهر شد.
یونگی با تعجب گفت:
«این همه سال اینجا مخفی بوده؟»
تهیونگ آرام جواب داد:
«بعضی حقیقتها رو باید دفن کرد.»
آنها وارد تونل شدند.
دیوارهها پر از مدارها و سیستمهای قدیمی بود.
جیمین لپتاپش را وصل کرد.
«این هنوز فعاله.»
«انگار کسی منتظر بوده ما برسیم.»
جه-این جلو رفت.
روی صفحه یک پیام ظاهر شد.
«سلام جه-این.»
«اگر اینجا هستی، یعنی آمادهای حقیقت رو بدونی.»
صدای پدرش دوباره پخش شد.
«دخترم، چیزی که ازت گرفتم فقط گذشتهات نبود.»
«من قدرت انتخابت رو هم ازت گرفتم.»
«اما حالا وقتشه خودت تصمیم بگیری.»
جه-این اشکهایش را پاک کرد.
پدرش ادامه داد:
«کد چهار فقط یک برنامه نیست.»
«یک نقشه است.»
«نقشهای برای نابودی کسانی که خانوادهها را نابود کردند.»
تهیونگ به صفحه نگاه کرد.
چشمهایش تغییر کرد.
«پس هدف اصلی این بود...»
جونگکوک پرسید:
«چی؟»
تهیونگ گفت:
«کیم سونگهو از اول دنبال قدرت نبود.»
«دنبال پاک کردن تمام کسانی بود که جلویش ایستادن.»
ناگهان صدای قدم آمد.
همه آماده شدند.
مردی از تاریکی بیرون آمد.
کیم سونگهو.
لبخند زد.
«بالاخره همه جمع شدید.»
جونگکوک اسلحهاش را بالا آورد.
«تو همه چیز رو خراب کردی.»
مرد خندید.
«نه پسر جوان.»
«من فقط کاری کردم که آدمهای ضعیف حذف بشن.»
جه-این با خشم نگاهش کرد.
«تو خانوادهی منو گرفتی.»
مرد آرام گفت:
«نه.»
«خانوادهات خودشون انتخاب کردن وارد این جنگ بشن.»
تهیونگ جلو آمد.
«این تمومه.»
سونگهو لبخند زد.
«فکر میکنی؟»
دکمهای را فشار داد.
ناگهان تمام سیستمها فعال شدند.
جیمین فریاد زد:
«اون کد چهار رو کامل اجرا کرده!»
صفحهها پر از اطلاعات شدند.
اسمها.
رازها.
معاملات.
اما یک فایل آخر باقی مانده بود.
اسم فایل:
JAE-IN FINAL
جه-این جلو رفت.
دستش روی موس لرزید.
تهیونگ آرام کنار او ایستاد.
«هر چیزی داخلشه... با هم میبینیم.»
جه-این به او نگاه کرد.
و برای اولین بار...
تنها نبود.
فایل باز شد.
اما چیزی که داخلش بود...
همه را شوکه کرد.
پایان پارت ۱۹
لایک و نظرتون درباره فیک و بازنشر بالا = انرژی من بیشتر میشه ⚡
همانا خداوند و نویسنده کامنت گزاران را دوست می دارند.
پارت ۱۹: آخرین رمز
شب روی شهر افتاده بود.
ماشینها یکییکی جلوی عمارت قدیمی کیم توقف کردند.
جایی که سالها هیچکس جرئت نزدیک شدن به آن را نداشت.
تهیونگ از ماشین پیاده شد.
و برای اولین بار انگار با گذشتهی خودش روبهرو شده بود.
جه-این کنار او ایستاد.
دیگر پشت سرش پنهان نمیشد.
تهیونگ نگاه کوتاهی به او انداخت.
اما چیزی نگفت.
چون میدانست این بار انتخاب با خودش است.
در ورودی با کد چهار باز شد.
چراغهای قدیمی یکییکی روشن شدند.
یک مسیر زیرزمینی جلویشان ظاهر شد.
یونگی با تعجب گفت:
«این همه سال اینجا مخفی بوده؟»
تهیونگ آرام جواب داد:
«بعضی حقیقتها رو باید دفن کرد.»
آنها وارد تونل شدند.
دیوارهها پر از مدارها و سیستمهای قدیمی بود.
جیمین لپتاپش را وصل کرد.
«این هنوز فعاله.»
«انگار کسی منتظر بوده ما برسیم.»
جه-این جلو رفت.
روی صفحه یک پیام ظاهر شد.
«سلام جه-این.»
«اگر اینجا هستی، یعنی آمادهای حقیقت رو بدونی.»
صدای پدرش دوباره پخش شد.
«دخترم، چیزی که ازت گرفتم فقط گذشتهات نبود.»
«من قدرت انتخابت رو هم ازت گرفتم.»
«اما حالا وقتشه خودت تصمیم بگیری.»
جه-این اشکهایش را پاک کرد.
پدرش ادامه داد:
«کد چهار فقط یک برنامه نیست.»
«یک نقشه است.»
«نقشهای برای نابودی کسانی که خانوادهها را نابود کردند.»
تهیونگ به صفحه نگاه کرد.
چشمهایش تغییر کرد.
«پس هدف اصلی این بود...»
جونگکوک پرسید:
«چی؟»
تهیونگ گفت:
«کیم سونگهو از اول دنبال قدرت نبود.»
«دنبال پاک کردن تمام کسانی بود که جلویش ایستادن.»
ناگهان صدای قدم آمد.
همه آماده شدند.
مردی از تاریکی بیرون آمد.
کیم سونگهو.
لبخند زد.
«بالاخره همه جمع شدید.»
جونگکوک اسلحهاش را بالا آورد.
«تو همه چیز رو خراب کردی.»
مرد خندید.
«نه پسر جوان.»
«من فقط کاری کردم که آدمهای ضعیف حذف بشن.»
جه-این با خشم نگاهش کرد.
«تو خانوادهی منو گرفتی.»
مرد آرام گفت:
«نه.»
«خانوادهات خودشون انتخاب کردن وارد این جنگ بشن.»
تهیونگ جلو آمد.
«این تمومه.»
سونگهو لبخند زد.
«فکر میکنی؟»
دکمهای را فشار داد.
ناگهان تمام سیستمها فعال شدند.
جیمین فریاد زد:
«اون کد چهار رو کامل اجرا کرده!»
صفحهها پر از اطلاعات شدند.
اسمها.
رازها.
معاملات.
اما یک فایل آخر باقی مانده بود.
اسم فایل:
JAE-IN FINAL
جه-این جلو رفت.
دستش روی موس لرزید.
تهیونگ آرام کنار او ایستاد.
«هر چیزی داخلشه... با هم میبینیم.»
جه-این به او نگاه کرد.
و برای اولین بار...
تنها نبود.
فایل باز شد.
اما چیزی که داخلش بود...
همه را شوکه کرد.
پایان پارت ۱۹
لایک و نظرتون درباره فیک و بازنشر بالا = انرژی من بیشتر میشه ⚡
همانا خداوند و نویسنده کامنت گزاران را دوست می دارند.
- ۱.۴k
- ۰۸ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط