بابایه سخت گیره من
بابایه سخت گیره من 🌘
پارت ۴
ویو یونا
که قلدرا جلومو گرفتن و حسابی کتکم زدن و رفتن خیلی درد داشتم حتا نمیتونستم بلند شم ولی به سختی بلند شدم و رفتم خونه که با قیافه عصبانیه بابام مواجه شدم
جین: کدوم گوری بودیییی ( عربده نه ها عربدهه)
یونا: ......
جین: حتماً زیره یکی بودی نه ؟؟
یونا: ......
جین: جوابمو بدههههههه( عربده)
یونا: معذرت میخوام ( خیلی آروم)
ویو آدامین
جین خیلی عصبانی بود و ۵ تا سیلی به یونا زد که دید از دماغش خون میاد
جین: ی..یونا دماغت ( شک و نگران)
یونا:( دستشو برد روی دماغش)
یونا: چیزی نیس
جین: یعنی چی چیزی نیس وایسا برم جعبهی کمک های اولیه رو بیارم
( جین دکتره)
یونا: باش
چند دقیقه بعد
ویو جین
داشتم میرفتم پیشه ات که دیدم......
خماری 😁
پارت ۴
ویو یونا
که قلدرا جلومو گرفتن و حسابی کتکم زدن و رفتن خیلی درد داشتم حتا نمیتونستم بلند شم ولی به سختی بلند شدم و رفتم خونه که با قیافه عصبانیه بابام مواجه شدم
جین: کدوم گوری بودیییی ( عربده نه ها عربدهه)
یونا: ......
جین: حتماً زیره یکی بودی نه ؟؟
یونا: ......
جین: جوابمو بدههههههه( عربده)
یونا: معذرت میخوام ( خیلی آروم)
ویو آدامین
جین خیلی عصبانی بود و ۵ تا سیلی به یونا زد که دید از دماغش خون میاد
جین: ی..یونا دماغت ( شک و نگران)
یونا:( دستشو برد روی دماغش)
یونا: چیزی نیس
جین: یعنی چی چیزی نیس وایسا برم جعبهی کمک های اولیه رو بیارم
( جین دکتره)
یونا: باش
چند دقیقه بعد
ویو جین
داشتم میرفتم پیشه ات که دیدم......
خماری 😁
- ۲۹۱
- ۰۳ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط