امدم با یه درخواستی اونم شاهکار
امدم با یه درخواستی اونم شاهکار 😂💋
درخواستی#
وقتی عضو هشتمی و چهارده سالته اونا رفتن سربازی و تو این مدت تو مدرسه برات قلدری خشونت بار میکردن مثلا اتو مو رو میزاشتن رو بدنت و دست و پات همیشه زخمی بود تو یادت میره که امروز برمیگردن و زخماتو پنهان نکردی اونا میان و میبینن زخماتو بدش متوجه داستان میشن....
پارت ۱
ویو ات
هوا امروز عالی بود ولی قلبه من نه...درسته خیلی دلم پر بود از اینکه نمیتونم جلویه قلدرا رو بگیرم همیشه کتکم میزدن...حیح بیخیالش خیلی خیلی گشنم بود رفتم یه نودل برداشتم و خوردم و یه فیلم دیدم یهو نمیدونم چرا دلم خاست تمیزکاری کنم پس تمامه عمارتو تمیز کردم قرار بود خدمتکارا تا ۱ ماه مرخصی بگیرن و تعطیل بودم خداروشکر تا چند وقت نمیتونم اون قلدر هارو ببینم ، داشتم از تنها و آزاد بودنم لذت میبرم که صدایه در امد رفتم درو باز کردم که دیدم اعضا ا..اونا امدن سریع سیع کردم لباسمو بیارم پایین تا جایه کتکایه قلدرا معلوم نباشه
ات: و.. واقعا خودتونید ؟؟؟( ذوق)
جونگکوک: معلومه
تهیونگ: پس میخواستی کی باشیم ؟( خنده)
جیهوپ ، نامجون و جین: اینا رو ولش چقدر دلم برات تنگ شده بود ( خوشحال)
اعضا: خیلیییییی
جیمین: برید کنار ببینم....اتتت فداتشمممم بلخره دیدمتتتت ( ذوق و خوشحال)
ات: منم فدای همتون بشممممم.....راستی یونگی کجاس؟؟
اعضا: نشی برامون بمونی.... یونگی مثله همیشه تو ماشینه خوابش برده
ات:🤣🤣🤣.....بیاین تو معلومه همتون هستهاین
اعضا: وایییی ارهههههههههه
ویو ات
وایییی خیلی خوشحال شدم دیدمشون ،همشون نشستن رو مبل منم نشستم که یهو.....
خماری 🎀
چطور بود؟؟😂💗
درخواستی#
وقتی عضو هشتمی و چهارده سالته اونا رفتن سربازی و تو این مدت تو مدرسه برات قلدری خشونت بار میکردن مثلا اتو مو رو میزاشتن رو بدنت و دست و پات همیشه زخمی بود تو یادت میره که امروز برمیگردن و زخماتو پنهان نکردی اونا میان و میبینن زخماتو بدش متوجه داستان میشن....
پارت ۱
ویو ات
هوا امروز عالی بود ولی قلبه من نه...درسته خیلی دلم پر بود از اینکه نمیتونم جلویه قلدرا رو بگیرم همیشه کتکم میزدن...حیح بیخیالش خیلی خیلی گشنم بود رفتم یه نودل برداشتم و خوردم و یه فیلم دیدم یهو نمیدونم چرا دلم خاست تمیزکاری کنم پس تمامه عمارتو تمیز کردم قرار بود خدمتکارا تا ۱ ماه مرخصی بگیرن و تعطیل بودم خداروشکر تا چند وقت نمیتونم اون قلدر هارو ببینم ، داشتم از تنها و آزاد بودنم لذت میبرم که صدایه در امد رفتم درو باز کردم که دیدم اعضا ا..اونا امدن سریع سیع کردم لباسمو بیارم پایین تا جایه کتکایه قلدرا معلوم نباشه
ات: و.. واقعا خودتونید ؟؟؟( ذوق)
جونگکوک: معلومه
تهیونگ: پس میخواستی کی باشیم ؟( خنده)
جیهوپ ، نامجون و جین: اینا رو ولش چقدر دلم برات تنگ شده بود ( خوشحال)
اعضا: خیلیییییی
جیمین: برید کنار ببینم....اتتت فداتشمممم بلخره دیدمتتتت ( ذوق و خوشحال)
ات: منم فدای همتون بشممممم.....راستی یونگی کجاس؟؟
اعضا: نشی برامون بمونی.... یونگی مثله همیشه تو ماشینه خوابش برده
ات:🤣🤣🤣.....بیاین تو معلومه همتون هستهاین
اعضا: وایییی ارهههههههههه
ویو ات
وایییی خیلی خوشحال شدم دیدمشون ،همشون نشستن رو مبل منم نشستم که یهو.....
خماری 🎀
چطور بود؟؟😂💗
- ۱۷.۷k
- ۲۴ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط