{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زنگ زدم خونه خواهرم،بچه خواهرم گوشی روبرداشت.گفتم:سلام،بگ

زنگ زدم خونه خواهرم،بچه خواهرم گوشی روبرداشت.گفتم:سلام،بگومامانت صحبت کنه.گفت:نمیشه،داله گلیه می تونه.گفتم:باباکجاست؟گفت:دم دله،داله با آقا پلیسه صحبت می تونه.گفتم:داداش علی کو؟گفت:اونم لفته بیمالستانالوبگلده.گفتم:بابابزرگ کجاست؟گفت:اونم لفته پزشک گانونی.درحالی که داشتم ازشدت نگرانی سکته می کردم،بلندگفتم:مگه چی شده؟گفت:من گم شدم.گفتم:الان کجایی؟ گفت:زیل تختم.
دیدگاه ها (۵)

وقتی کلامی را جاری کردی ارتعاشی می سازیو ارتعاش تو موجی می س...

..............

چگونه در ماه رمضان تشنگی را برطرف کنیم؟ ابتدا لیوانی را پر ا...

.

زنگ زدم خونه خواهرم،بچه خواهرم گوشی روبرداشتگفتم : سلام،بگوم...

زنگ زدم خونه خواهرم، بچه خواهرم گوشي روبرداشت ... گفتم: سلا...

زنگ زدم خونه خواهرم، بچه خواهرم گوشی روبرداشت.گفتم: سلام، بگ...

زنگ زدم خونه خواهرم،بچه خواهرم گوشي روبرداشت. گفتم:سلام،بگوم...

زنگ زدم خونه خواهرم،بچه خواهرم گوشی روبرداشت.گفتم:سلام،بگوما...

زنگ زدم خونه خواهرم،بچه خواهرم گوشی روبرداشت.گفتم:سلام،بگوما...

زنگ زدم خونه خواهرم،بچه خواهرم گوشی روبرداشت.گفتم:سلام،بگوما...

زنگ زدم خونه خواهرم،بچه خواهرم گوشی روبرداشت.گفتم:سلام،بگوما...

زنگ زدم خونه خواهرم،بچه خواهرم گوشی روبرداشت. گفتم:سلام،بگوم...

زنگ زدم خونه خواهرم،بچه خواهرم گوشی روبرداشت.گفتم:سلام،بگوما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط