{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درخواستی

#درخواستی
#تکپارتی
وقتی......
دختر دو دستش رو گذاشت روی سر شونه ی چان و با لحنی آغشته به هوس شروع به صحبت کرد
یونا: رئیس، واقعا لازمه انقد خوشگل و جذاب باشی؟ تو اولین پسری هستی که انقد به چشمم جذابه
چان نگاهی به سر تا پای دختر انداخت و بدون هیچ مکثی اونو به آرومی از خودش دور کرد
_ببین یونا شی...من اون کسی که تو فکر میکنی نیستم پس بهتره که زیاد باهم نبیننمون دوست ندارم بقیه فکر کنن قرار میزاریم باشه؟
یونا: اما من دوستت دارم اشکالش چیه باهم قرار بزاریم؟
_خب بزار واقعیت رو بگم من یکی دیگه رو دوست دارم اوکی؟
یونا: اوکیه ولی این قرار نیست کاری کنه ازت دست بکشم متوجهی که؟
_بازم چیزی عایدت نمیشه پس برو و به کارت برس
و بعد همون لحظه که ا/ت وارد اتاق شد و سلام کرد یونا ا/ت رو کنار زد و از در اتاق خارج شد
×چش بود؟
_ولش کن زیاد مهم نیست اتفاقی افتاده که اومدی اینجا؟
×اتفاق خاصی که نیوفتاده فقط اومده بودم بهت سر بزنم....صبر کن ببینم نکنه ردش کردی؟
_اوممم آره
ا/ت لبخندی زد و گفت:
× حقم داری واقعا بهم نمیاین
_میدونم و در ضمن من روی ینفر دیگه کراشم
ا/ت دستاشو فرو کرد توی جیب کتش و به دیوار تکیه داد و با نگاه کنجکاوانه ای لب زد
×من و تو 4 ساله که دوستیم و اونوقت نتونستم بفهمم عاشق شدی جالبه! حالا بگو ببینم کیه؟
چان میخواست حرفی بزنه که در اتاق باز شد و جسم یونا توی چهار چوب در نمایان شد
یونا: چندتا برگه اوردم که باید امضا کنی کریس
_یونا میدونستی یچیزی هست بنام در زدن؟
یونا: من منشیت هستم و هروقت بخوام میتونم بیا داخل
کمی جلوتر رفت و با دستش سمت چپ صورت چان رو قاب گرفت و بوسه ای روی لبش گذاشت
یونا: بزودی دوست دخترت هم میشم
چان اخمی کرد
_بسه برو بیرون
یونا: من حتی هنوز کاری نکردم
ا/ت با دیدن وضعیت و معذب بودن چان رفت جلو و بدون هیچ تفکر قبلی یونا رو زد کنار و بعد از گرفتن یقه ی چان لباشو بوس کرد
هردو از کارش شوکه شدن اما چند دقیقه بعد چان همراهی کرد و یونا عصبی رفت بیرون
بعد از بیرون رفتن یونا ا/ت سریع از چان جدا شد
×ببخشید فقط میخواستم....
هنوز حرفش به پایان نرسیده بود که با بوسه ی آتشین چان خفه شد و این نشونه ی اعتراف چان به ا/ت بود شاید اون عشق پنهانی که ا/ت نتونسته بود کشفش کنه عشق چان به خودش بود
END
دیدگاه ها (۱۳)

800 تاییمون مبارک🐟🐚🌊«۸۰۰ نفر شدن یه خانواده که ثابت می‌کنه ح...

#درخواستی #تکپارتیوقتی موهاشو کوتاه کرده...... سه روز بود از...

نام :At the half of heaven ☆ژانر :درام ،تخیلی ،رومنس، بی ال☆...

#درخواستی #تکپارتی وقتی خواهرشی و توی بار میبینتت و..... ا/ت...

عشق دو طرفه پارت ۱۱

Part 26

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط