{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاید امشب مثل هر شب باز، سازم بشکند

شاید امشب مثل هر شب باز، سازم بشکند
من که می سازم ولی تا کی بسازم بشکند؟
ذوق من در گریه ی دیوانگی گل می کند
می شود گاهی دل زنجیر بازم بشکند؟

آسمانی کن چراغ جادوی خورشید را

تا طلسم شوم شب های درازم بشکند

آنقدر خشک است دین من که هنگام رکوع
شاید از ده جا تن ترد نمازم بشکند

روز مرگم می رود خط سیاهی تا خدا
در میان راه اگر صندوق رازم بشکند

در همین تنگ آشیان خود بمیرم بهتر است
من که می ترسم سر پرهای نازم بشکند.
دیدگاه ها (۱)

اشتباه از ما بوداشتباه از ما بود که خواب سر چشمه رادر خیال ...

گاهی وقت‌هادلت می‌خواهد با یکی مهربان باشیدوستش بداریوَ برای...

"دوستت دارم"در زبان مردان شکلهای مختلفی داردبعضی ها با یک شا...

یک عمر پریدم به هوایی که ندارمبیهوده زدم بال به جایی که ندا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط