{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاید امشب مثل هر شب باز، سازم بشکند

شاید امشب مثل هر شب باز، سازم بشکند

من که می سازم ولی تا کی بسازم بشکند؟

ذوق من در گریه ی دیوانگی گل می کند

می شود گاهی دل زنجیر بازم بشکند؟

آسمانی کن چراغ جادوی خورشید را

تا طلسم شوم شب های درازم بشکند

آنقدر خشک است دین من که هنگام رکوع

شاید از ده جا تن ترد نمازم بشکند

روز مرگم می رود خط سیاهی تا خدا

در میان راه اگر صندوق رازم بشکند

در همین تنگ آشیان خود بمیرم بهتر است

من که می ترسم سر پرهای نازم بشکند
دیدگاه ها (۱)

ایــטּ روزها پاے دلܢܢ لنگ استهر ساز و آوازے به گوش مטּ بد آه...

یک شاخه گل در دستم سر راهت بنشستم از پنجره منو دیدی مثل گل...

برای گفتن حرفهایم وقتی نمونده،،،،،برای گفتن آخرین بیت شعرم ب...

شبا وقتی من و دل تنهای تنها میمونیمواسه هم قصه ای از روز جدا...

شاید امشب مثل هر شب باز، سازم بشکندمن که می سازم ولی تا کی ب...

شاید امشب مثل هر شب باز، سازم بشکندمن که می سازم ولی تا کی ب...

شاید امشب مثل هر شب باز، سازم بشکندمن که می سازم ولی تا کی ب...

شاید امشب مثل هر شب باز، سازم بشکندمن که می‌سازم , ولی تا کی...

شايد امشب مثل هر شب باز، سازم بشكندمن كه مي سازم ولي تا كي ب...

شاید امشب مثل هر شب باز سازم بشکند ....من که می سازم ولی تا ...

شاید امشب مثل هر شب باز سازم بشکند ....من که می سازم ولی تا ...

p19

سایه های سرخ

سید کریم امیری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط