{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو پسرای اسلیترینوقتی بهشون بی محلی میکنی

سناریو پسرای اسلیترین:وقتی بهشون بی محلی میکنی
P3
انزو:
& هوا سرد بود کنار پنجره سالن اجتماعات نشسته بودی چند روزی بود با انزو سر اینکه چرا با پسرا گرم گرفتی دعواتون شده بود و حتی بهم نگاهم نمیکردید
از این فاصله کوفتی خسته شده بودی پس غرورتو زیر پا گذاشتی و به سمت خوابگاه پسرونه رفتی
انزو تنها بود و هم اتاقی نداشت پس هر وقتی دلت میخواست میتونستی بری پیشش
در خوابگاه پسرونه رو باز کردی و به سمت اتاق انزو رفتی
قبل اینکه در بزنی نفس عمیقی کشیدی و در زدی
انزو:{با صدای بمش جواب داد} بله کیه؟
ا.ت:منم
انزو:{اروم درو باز کرد} چیزی شده؟
ا.ت:میتونم بیام تو؟
انزو:البته...بیا داخل {از جلوی در رفت کنار تا بری داخل}
_تو اتاقت سوسک دیدی؟ {در اروم بست}
ا.ت:خب... نه فقط دلم واست تنگ شده بود
انزو:سرت به سنگی چیزی خورده؟
ا.ت:الان داری میگی برم؟
انزو:{به دیوار چسبونت و بین خودشو دیوار گیرت انداخت} نه... فقط از تو بعیده
ا.ت:اصلا بیخیال بزار برم {سعی کردی پسش بزنی}
انزو:باشه ... باشه ناراحت نشو منم دلم تنگ شده بود برات بیبی {جمله دلم برات تنگ شده رو ارامش خاصی گفت}
_ولی خب فکر نمیکنی یه عذرخواهی بدهکاری؟
ا.ت:ولی تقصیر من نیست.... {انزو با گذاشتن لباش روی لبات حرفت رو قطع کرد}
انزو:{بعد چند دقیقه ازت جدا شد} الان دلم بحث نمیخواد
_خیلی وقته پیشم نخوابیدی... پس امشب خبری از دعوا نیست بیب {براید بغلت کرد و گذاشتت روی تخت و خودشم کنارت دراز کشید تا باهم بخوابید}
✩✩
رگیولوس:
& کارهای روزمره،کلاسا و خیلی چیزای دیگه باعث میشد بعضی وقتا تا چند روز همو نبینید و این هفته یکی از همین اوقات کسل کننده بود
بخاطر امتحانات سنگین این هفته از هم بی خبر بودید ولی حالا که امتحانا تموم شده بود واقعا دلت میخواست یه دل سیر توی بغلش باشی و کلی ببو*سیش
با عجله و ذوق به طرف سالن عمومی اسلیترین دویدی دقیقا جایی که رگیولوس همیشه اونجا کتاب میخوند
نگاهی بهش کردی که داشت کتاب میخوند و به طرفش رفتی و بدون اینکه چیزی بگی روی پاهاش نشستی و بهش خیره شدی
رگیولوس:{کتاب رو گذاشت روی میز} هوم خانوم کوچولوم چیشد تصمیم گرفتی بیای پیشم؟
ا.ت:{از خجالت این چند روز سرتو پایین انداختی و روی سینش گذاشتی}
رگیولوس:لازم نیست خجالت بکشی خانوم کوچولوم میدونم که سرت شلوغ بود
ا.ت:ممنون که درکم میکنی رگی
رگیولوس:{پیشونیتو بو*سید} همیشه اینجام تا درکت کنم پرنسس










و تامام اگه سناریو یا تک پارتی درخواستی داشتید بگیددددد
دیدگاه ها (۱۲)

Mattheo& با دو نفر از دوستات به خاطر رفتن به طبقه ممنوعه از ...

گایزززز یه سوالمن موندم اول پارت جدید رمانو بزارم یا ادامه د...

سناریوی پسرای اسلیترین:وقتی بهشون بی محلی میکنی P2تئودور:&چن...

سناریوی پسرای اسلیترین:وقتی بهشون بی محلی میکنیدریکو:{نگاه م...

تک پارتی& خسته و کوفته به خوابگاه برگشتی نور ماه روی میز مطا...

سناریو چندپارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط