سناریوی پسرای اسلیترین:وقتی بهشون بی محلی میکنی

سناریوی پسرای اسلیترین:وقتی بهشون بی محلی میکنی
دریکو:{نگاه میکنه و میبینه داری با رون درباره ساخت معجون صحبت میکنی}
دریکو:پرنسس؟
&دو بار صدات میکنه ولی جوابی ازت نمی شنوه پا میشه و میاد دقیقا بالای سر تو و رون وایمیسته
دریکو:ویزلی قصد نداری بری سر میزت؟
رون:{تازه یادش اومد که سر میز اسلیترینه} اوه فکر کنم سرم خیلی گرم صحبت بود {رفت سر میز خودش}
ا.ت:دریکو چیکارش داشتی خب نشسته بود
دریکو:{یه نگاه خطرناک بهت کرد که فهمیدی باید ساکت شی} از کی تا حالا نادیده گرفته میشم پرنسس؟
ا.ت:خب دریکو.‌..{حرفت رو قطع کرد}
دریکو:اگه نیاز به کمک توی درسا داشتی خودم هستم لازم نیست با ویزلی درباره معجون بحث کنی
☆☆
متئو:
&از صبح داشتی درس میخوندی سرت توی کتابای مختلف بود و اگه پانسی کنارت نبود حتی غذا هم نمی خوردی و بدتر از این که از دیشب تا حالا حتی یبارم با متئو حرف نزده بودی هروقت اومد کنارت گفتی درس دارم و بهش اهمیت ندادی
~کتابخونه~
بالاخره داشتی کتاب مورد علاقه ات رو بعد یروز کامل درس خوندن شروع میکردی همین که خط اول رو خوندی حس گرمای دوتا دست دور کمرت حس کردی میدونستی که متئو عه ولی خب تازه شروع کردی و حوصله جواب دادن بهش رو هم نداشتی
ا.ت:مت میشه بری؟ دارم کتاب میخونم
متئو:{دم ابروشو داد بالا} که اینطور...
_{یهو بلندت کرد و بغلت کرد} از دیشب فقط کتاب کتاب بس کن دیگه
ا.ت:مت بزارم پایین
متئو:نچ نچ نچ
_باید یاد بگیری بیبی گرل ددی از اینکه نادیده گرفته بشه متنفره




و اره دیگه ادامه پارت بعدی
دیدگاه ها (۸)

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟐| پسرِ کافه‌ی طبقه‌ی دومبعد از آن روز، یونگی را چند با...

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

سلام بلوبری سناریو جدید و درخواستی

P24عروس فراری ویو ا/ت با ریندو رفتیم پایین بقیه هم مثل همیشه...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

P12تقریباً یک هفته از شبی که با جیمین وارد رابطه شده بود میگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط