{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همه دلتنگ کسی و دل من تنگ خودم

همه دلتنگ کسی و دل من تنگ خودم
که چرا باخته در بازی هفت سنگ خودم


روز آرام ولی وای به شب که برسم
همه شب عازمِ میدانم ودر جنگ خودم


شیشه با سنگِ دگر خُرد شود حرفی نیست
درد این است شکسته شده با سنگ خودم


نه زمستان نه بهار غیر غم و غصه نداشت
فصل پاییز فقط دیده ام همرنگ خودم


به چه شوقی بمانم به خدا خسته شدم
گله دارم گله از بخت بد آهنگ خودم


یک نفر نیست نشانی بدهد از خود من؟
سایه ام همقدم و نیست هماهنگ خودم


خسته از دردم و با غصه شدم سنگ صبور
همه دلتنگ کسی و دل من تنگ خودم
دیدگاه ها (۵)

گفتی بمان،می خواستم،اما نمی شدگفتی بخوان،بغض گلویم وانمی شد ...

بیتهای خـــیسِ من راتابش خــورشیدباشلابه لایِ اشک پنهان گشته...

رفت آنکه بیشتر ز همه دوست دارمشیـارب به دستهای خودت میسپارمش...

غم که می آید در و دیوار، شاعر می شوددر تو زندانی ترین رفتار ...

چه کنم با دل وامانده که دلتنگ شده؟ساز دلتنگیم امشب چه بد آهن...

برده عمارت جئون

Hidden Melody in Midnight Seoulp.23(از زبون جونگ‌کوک)امروز ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط