{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیچیـدم و پیچیـدم،، در پیچـک زلفـانت

پیچیـدم و پیچیـدم،، در پیچـک زلفـانت
خشکیــدم و روییـدم ازاب دو چشمانت

گه سبــز شــدم جانا، درخـاک کف پایت
هی زندہ شدم مردم، در مخمل دستانت
دیدگاه ها (۱)

سر آغوش تو ؛ بین من و پیراهنم دعوا بود !...^_^ ❤

پیچیـدم و پیچیـدم،، در پیچـک زلفـانت خشکیــدم و روییـدم ازاب...

پیچیـدم و پیچیـدم،، در پیچـک زلفـانتخشکیــدم و روییـدم از اب...

فیک جانگ کوک(نفرت نمی گذارد عاشق باشم)پارت۳۱*

امیر شعبانی

ببین رپ یه اسب وحشیه که سوار کار نداره نمی تونه کسی ازش تو ا...

#Part_31چیزی نگفتم . واقعا بد قضاوتش کرده بودم!؟شاید زود تصم...

دانشگاه مرگ پارت سه

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

بامااطلاعات خودراافزایش دهید *تشکرازلایک و حضورتون*

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط