{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روز یه پسر و پدری میرن میوه فروشی:

یه روز یه پسر و پدری میرن میوه فروشی:
پسره انقدر موز میخوره صاحب مغازه میگه پسرم چه کار میکنی همه ی موزهارو خوردی.
پدره بر میگرده میگه ولش کن دیوانه است.
صاحب مغازه میگه این گاو اگر دیوانست چرا پیازهارو نمیخوره‎؟

( طنزواره های سعید)‪
دیدگاه ها (۶)

آیا همه‌ی اتفاقات چند روز اخیر ، اتفاقی‌ست؟🤔🤨#قسمت۳۵#فوق‌الع...

لینو:امروز قرار بود لینو مرخصی بگیره با هم برید خرید وقتی که...

🔴 از کسی که به فرزندان رهبرت دست نمی‌دهد، انتظار #انتقام پدر...

لاک کنید مرسی عمر راه شو می‌کشه می‌ره احمد می‌ره جلسه و وقت...

دختر زود #عاشق میشه زود #وابسته میشه این #ذاتشه کاری به یه #...

سالها گذشتشبی عروسی بودپسر چند ساعتی منتظر موند, از دور تالا...

سالها گذشت شبی عروسی بود پسر چند ساعتی منتظر موند, از دور تا...

سالها گذشت شبی عروسی بود پسر چند ساعتی منتظر موند, از دور تا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط