{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یار من دلدار من غمخوار من،،

یار من دلدار من غمخوار من،،
مایه‌ی امّیدِ قلبِ زار من
دوری‌ات امشب روانم تیره کرد،،
لشکر غم را به جانم چیره کرد،
زآتش اندوه، جانم پاک سوخت،،
این دلِ رنجیده‌ی غمناک سوخت،
روزگاری با تو روزی داشتم،،
در دل از عشق تو سوزی داشتم..
خواستم مرحم درد بی درمانم شود اما نشد
گفتمش باعث آرامش روح روانم شود اما نشد
درمیان عاشقان هیچ اسمی ازمن نبود ای وای من
خواستم تاعاشق این جسم بی جانم شود اما نشد
من که جان دادم در راه عشقش وخوشحالم ازاین
پیش اوگفتم که بیا ید ویار مهربانم شود اما نشد
اودگر نیست یادش یادگارو خاطرش ماندگار
دیدگاه ها (۳۹)

تو در جوار منی بر غبار تکیه نکن اگر چه می شکنی بر غبار تکیه ...

نگاه، نقطه آغاز عاشقیست بیاکه شاید از سر این نقطه عزم راه کن...

تو رفته‌ای که بی من تنها سفر کنیمن مانده‌ام که بی تو شب‌ها س...

دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقتش را به میهمانی گل‌های با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط