پارت
پارت ۳
#اسمات کم
بعد از شام چان بهم گفت بیا بریم طبقه بالا کارت دارم تقریبا حدس میزدم چیکارم داره رفتم دنبالش و رفتیم طبقه بالا
ویو چان:
قفلش کردم رو دیوار و لبامو محکم کوبیدم رو لباش و بوسه ای طولانی شروع کردم و با کم آوردن نفس ازش جدا شدم
ـ حالا منو ت.ح.ر.ی.ک میکنی بیبی گرل
+ چانی من فقط خواستم شوخی کنم و اذیتت کنم
ـ من که بهت گفتم نکن ولی تو لج کردی الان هم عاقبت لج کردن رو تو تخت نشون میدی وسیله هاتو جمع کن بریم
+ اما ...
ـ اما نداره زود باش
ویو ا.ت :
سریع رفتم پیش مامانم و گفتم
+ مامان تروخدا نزار من امشب برم خونه
م.ت : چرا دعواتون شده میخواد بزنتت
+ نه مامان چرا دراما میسازی
م.ت: خب چرا
+مامان تروخدااااا
م.ت:باشه برو
+ باشه
رفتم و وسیله هامو جمع کردم و نشستم پیش چان که گفت
ـ خب مامان بابا ما دیگه میریم
م.چ : کجا پسرم
ـ مامان بریم دیگه بریم خوابم میاد
م.ت : نه من نمیزارم بریم
ـ نمیشه مامان
م.ت:عمرن اگه بزارم بری
ب.ت : کجا میخواین برین بمونین
ب.چ : پسرم مقاومت نکن همه میگن بمونین
مامانم آمد دست من و چان رو گرفت و بهمون لباس خواب داد
م.ت : برین بپوشیم بیاین
...
#اسمات کم
بعد از شام چان بهم گفت بیا بریم طبقه بالا کارت دارم تقریبا حدس میزدم چیکارم داره رفتم دنبالش و رفتیم طبقه بالا
ویو چان:
قفلش کردم رو دیوار و لبامو محکم کوبیدم رو لباش و بوسه ای طولانی شروع کردم و با کم آوردن نفس ازش جدا شدم
ـ حالا منو ت.ح.ر.ی.ک میکنی بیبی گرل
+ چانی من فقط خواستم شوخی کنم و اذیتت کنم
ـ من که بهت گفتم نکن ولی تو لج کردی الان هم عاقبت لج کردن رو تو تخت نشون میدی وسیله هاتو جمع کن بریم
+ اما ...
ـ اما نداره زود باش
ویو ا.ت :
سریع رفتم پیش مامانم و گفتم
+ مامان تروخدا نزار من امشب برم خونه
م.ت : چرا دعواتون شده میخواد بزنتت
+ نه مامان چرا دراما میسازی
م.ت: خب چرا
+مامان تروخدااااا
م.ت:باشه برو
+ باشه
رفتم و وسیله هامو جمع کردم و نشستم پیش چان که گفت
ـ خب مامان بابا ما دیگه میریم
م.چ : کجا پسرم
ـ مامان بریم دیگه بریم خوابم میاد
م.ت : نه من نمیزارم بریم
ـ نمیشه مامان
م.ت:عمرن اگه بزارم بری
ب.ت : کجا میخواین برین بمونین
ب.چ : پسرم مقاومت نکن همه میگن بمونین
مامانم آمد دست من و چان رو گرفت و بهمون لباس خواب داد
م.ت : برین بپوشیم بیاین
...
- ۶۳۵
- ۱۴ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط