{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۱۸

رزت : سردمه......

* نمیتونم تکون بخورم پاهام کشش ندارن... نشستم *

رزت : چم شده؟ فیونا

فیونا : اوه بانوی من بیدار شدید ماری داشتید

رزت : بابام و داداشام کجان؟

فیونا : رفتن پایتخت ولی ارباب لوسیان اینجاست

رزت: میتونی بری

* همف.. نمیدونم چرا ولی کیان را صدا زدم *

رزت : کیاننننن

کیان : صبح بخیر.

رزت : کیان ....سردمه

* اومد جلو دستشو گذاشت رو پیشونیم *

کیان : دیشب چیکار کردی؟

رزت : رفتم حموم بعدش اومدم بیرون و خوابیدم

کیان : موهاتو اصلا خشک کردی ؟ با موهای خیس خوابیدی و پنجره هم بازه ... بله سرما خوردی

رزت : خب.... حالا چیکار کنم؟

کیان : باید بری دکتر

رزت : نه نمیخوام.... من خوبم نیازی نیست!

کیان مطمئنی؟

رزت : اوهوم

لوسیان : آبجی!

* همون موقع لوسیان اومد تو *.

لوسیان : آبجی چرا این موقع بیدار شدی؟

کیان : به تو ربطی نداره

رزت :.......

کیان : مگه بهت نگفتم به رزت نگو آبجی هوم؟

لوسیان : اصلا خودت اینجا چیکار میکنی

رزت : اه بسه... برید بیرون میخوام بخوابم

کیان : همین الان از خواب بیدار شدی که!

رزت : چیکار کنم خوابم میاد

*کیان رفت بیرون و برام یه لیوان آب گرم اورد *

کیان : بخورش، حالت بهتر میشه

لوسیان : آبجی امروز باهام بازی نمیکنی؟

رزت : ببخشید ولی زیاد حالم خوب نیست

لوسیان : چیزی شده؟

کیان : نه، تو برو

*لوسیان رفت *

رزت : کیان مگه بهت نگفتم دعوا نکنین

کیان : ببخشید

رزت؛: خوابم میاد

کیان : اصلا انگاری حالت خوب نیست.

رزت : من خوبم فقط میخوام بخوابم

* چشمامو بستم و خوابیدم *
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۹ //پرش زمانی //کالیکس : هی! نخودچی! * به سختی چشمام ر...

پارت ۱۷ رزت : مگه نمیگم بس کنید *کیان بهم نزدیک شد *کیان : ب...

پارت ۱۶ * دستمو گرفت که کالیکس اومد دستمو از دستش ازاد کرد *...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط