{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کردم نظارهٔ دو جمال از نقاب عید

کردم نظارهٔ دو جمال از نقاب عید
شب ماه عید دیدم و روز آفتاب عید
شایستهٔ دو تهنیتم کز دعای صبح
بختم دو بال سعد گشود از کتاب عید
با دوست هم عنان به ره عیدگه شدیم
در سر خمار روزه و بر لب شراب عید
بر من گذشت بی تو بسی عید‌ها ولی
زان عهدها نبود یکی در حساب عید
طالب به نسبت رخ آن مه به عیدگاه
چرخ از لب هلال ببوسد رکاب عید
دیدگاه ها (۹۳)

گمشده ای پیدا شد و دل از دلم بردعاشق شد و عاشق شدم غم از دلم...

باغمِ غربت و بی‌حوصلگی‌ها چه کنم؟شده‌ام خسته‌ودل مرده وتنهاچ...

من شبیه عاشقی هستم که پروانه نبودشمع بودم، جای این آتش که در...

مپرس حال مرا! روزگار یارم نیستجهنمی شده ام، هیچ کس کنارم نیس...

ای خجل از روی خوبت آفتابروز من بی تو شبی بی‌ماهتابآفتاب از د...

ای خجل از روی خوبت آفتابروز من بی تو شبی بی‌ماهتابآفتاب از د...

#دهه_فجر_مبارک

محمد حقوقی

خانه حریری، تبریز یاشاسین تبریز یاشاسین آذربایجان شرقی ✌🏻🇮🇷#...

آسمون کهنو زمین بیهدگه برناگردمدیر یهتیمو فاتحه ای بر خوندمب...

به عشق میسپارمت؛ به ویرانگر ترین نفرین انسان.#دلنویس هیچ آمد...

اگر روزی آمدیو من نبودمبدان ڪه دیدار تو را بسیار آرزو ڪردم.۱...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط