{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گمشده ای پیدا شد و دل از دلم برد

گمشده ای پیدا شد و دل از دلم برد
عاشق شد و عاشق شدم غم از دلم برد
هرصبح و هرظهر،هرشب وهر آن پیاپی
حال مرا پرسید و هر درد از تنم برد
امّید من شد ، من شدم پشت وپناهش
هم غصه را از جان من، هم طاقتم برد
اما در این هنگام یکی از ره رسید و
عشق مرا ، در پیش چشمان ترم برد
من ماندم و تنهائی پیشین و مُشتی
ازخاطراتی خوش که آن هم سیل غم برد
دیدگاه ها (۱۱)

باغمِ غربت و بی‌حوصلگی‌ها چه کنم؟شده‌ام خسته‌ودل مرده وتنهاچ...

بوسه بوسه تا لبانت، خواب می بینم هنوزمثل ماهی توی خشکی، آب م...

کردم نظارهٔ دو جمال از نقاب عیدشب ماه عید دیدم و روز آفتاب ع...

من شبیه عاشقی هستم که پروانه نبودشمع بودم، جای این آتش که در...

حمایت نمیشه زیاد متاسفانه. پارت چهار

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

عاشقانه

-----------ای پای دلم درخم گیسوی تودربندای مقصددل، یاردل آرا...

🏴 فردا شب، شب شهادت حضرت ابن الرضا، جواد الائمه علیه السلام ...

دل من گمشده در جذبه ي چشمان تو بوددیده ام ماتِ دو چشمانِ غزل...

گوناگون

#عاشقانه_های_امیر_علی#شعر_های_زیبا_دلنشین#زیبا #عاشقانه #آر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط