{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی به پارک میروم،

وقتی به پارک میروم،
پیرمردهایی میبینم که در سکوت به نقطه ای خیره شدن.
شاید به گذشته فکر میکنند ،
به اون دوستت دارم هایی که نگفتن ،
به دوران سراسر مهربانی در قدیم
و شاید :

به این فکر میکنند که چه زود عمر تمام شد
ولی فراموش کردند زندگی کنند...

لطفا بیشتر زندگی کنید

🌷
دیدگاه ها (۳)

❤ ️اون موقع آدم‌ها به هم احترام می‌ذاشتنو امروز از هم دیگه م...

❤ ️گم شده ای داریم به نامِ عشق،و به دنبال آن در هر نقطه ی دو...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟕صبح روز بعدمانیا زودتر از همیشه بیدار شد...

پیوند خون و اختیارپارت ۴ | خیانت نزدیک‌تر از همیشهسه روز از ...

همیشه همه‌چیز آن‌طور که در خیال‌هایمان می‌چینیم پیش نمی‌رود،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط